رساله فاطمیه - احمدی، یعقوب - الصفحة ٧٨ - در بیان کیفیت ازدواج زهره زهرا
آفتاب فلک عصمت و طهارت و خدارت را با که قرین و با چه شخصی هم نشین سازد و در این خصوص متأمّل و منتظر وحی از جانب حق تعالی می بود که بعضی اصحاب و اکابر و اشراف قریش و صاحبان مال و ثروت و شرف و عزت را داعیه آن شده که به شرف دامادی آن حضرت سرافراز و به سبب این شرافت عظمی در میان مردم ممتاز گردند، و هر یک از ایشان که اظهار این خواهش می نمودند حضرت رسول٦ روی مبارک خود را از او می گردانید و اظهار کراهت می فرمود، به حدّی که آن خواستگار گمان می کرد که حضرت بر او خشمناک است یا وحی از آسمان برمذمت او نازل شده است از آن جمله روزی:
شعر
محمد٦ بود بر جائی نشسته زخــود بگسســته و از خـــلق رسته
ابوبکر آمد و بر جای بنشسـت نبی٦ را ذوق خلوت رفت از دست
و بعد از ساعتی سخن آغاز کرد و عرض کرد که یا رسول الله٦ بر تو عیانست و به علم الیقین می دانی که به جهت دوستی شما از وطن مألوف خود هجرت کردم و قوم و قبیله خود را ترک کردم و مال آنچه داشتم درباره رضای تو صرف کردم و به جهت خوشنودی تو بلال را خریدم و آزاد ساختم و از این قبیل سخنان بیان می نمود تا این که حضرت فرمود: ای ابوبکر سخنانی که بیان نمودی و کلماتی که مذکور ساختی بیان واقع است اما بگو که از این گفتگو چه در نظر داری ابوبکر عرض کرد:
بیت