رساله فاطمیه - احمدی، یعقوب - الصفحة ١٩٥ - فضائل امیرالمومنین
در خبر است که: روزی علیّ ابن ابیطالب٧ قدری جو از شخص یهودی قرض کرده و چادر فاطمه زهرا٣ را که از پشم بود، به عنوان رهن نزد او گذاشته و آن یهودی چادر مبارک صحیفه بغل علیّ ولیّ٧ را گرفته و در اتاقی از اتاقهای خانه نهاد. و چون شب بر سر دست در آمد زن یهودی به جهت کاری داخل آن اتاق شد. دید نوری از آنجا ساطع است که همه اتاق را روشن نموده است. آن زن متعجّب شده و شتابان به سوی شوهر خود شتافت و صورت حال را نزد او مذکور ساخت و چون جریان چادر خاتون قیامت از خاطر آن یهودی محو شده بود از گفته زن خویش متعجّب گردیده و دفعتاً از جای خود بر خواسته و داخل آن اتاق شد، دید که چادر خاتون زنان مانند ماه تابان و به مثابه خورشید درخشان در تلألؤ و لمعان است و نوری عظیم از آن ساطع است و به آسمان تتق می کشد. یهودی چون آن کرامت را دید به نزد اقربا و خویشان خود رفته و همگی را از این جریان با خبر گردانید. و زن وی نیز به سوی خویشان خود شتافت و همگی را بر این معنی مطلع گردانید، و قریب به هشتاد نفر از نزدیکان آن زن و شوهر آمده و آن حالت را ملاحظه و مشاهده و ببرکت خاتون قیامت زنگ کفر از آینه دل آن جماعت زدوده و همگی به شرف اسلام مشرّف و کلمه شهادتین بر زبان راندند.[١]
[١]١٣١ بحارالانوار ج٤٣ باب ٣ ح٣٦ و المناقب لابن شهرآشوب ج٣ ص١١٧ والخرائج و الجرائح ج٢ ص٥٣٧ والثاقب في المناقب ص ٣٠١