رساله فاطمیه - احمدی، یعقوب - الصفحة ١٨٢ - فضائل امیرالمومنین
حجره طاهره فاطمه زهرا٣ و چون داخل خانه شدند فاطمه٣ را دیدند که در جای نماز خود نشسته، و به تعقیب خواندن مشغول و در عقب سرش کاسه مملوّ از طعام گذارده و بخار از آن متصاعد می شود. و امّا چون فاطمه٣ صدای پدر بزرگوار خود را شنید از مصلای خود برخواست و به جانب فخر کائنات شتافت و به آن حضرت سلام کرد. و چون خیرالنّساء عزیزترین مردم بود نزد آن حضرت، از روی لطف و مهربانی با حُسن وجهی جواب داد و دست حق پرست خود را از راه مرحمت و شفقت بر سر و روی او کشید و فرمود: ای فرزند گرامی بر چه حال شب کرده ای؟
خدا تو را رحمت کند. فاطمه٣ عرض کرد لله الحمد و المنّة که به خیر و نیکی داخل شام شده ام. بعد از آن حضرت فرمود: که طعامی برای ما بیاور تا تناول کنیم خدا تورا رحمت کند. پس فاطمه٣ آن کاسه را برداشت و بر روی دست گرفت و نزد جناب پیغمبر و ساقی کوثر بر زمین گذاشت. و چون امیرالمؤمنین٧ را نظر بر آن طعام افتاد از روی تعجّب نظر به جانب فاطمه٣ افکند. خاتون قیامت گفت: سبحان الله چه از روی تعجّب و شدّت به سوی من نظر می کنی! آیا بدی کرده ام که مستوجب سخط و غضب تو گردیده ام؟
حضرت امیرالمؤمنین٧ فرمود حاشا و کلا که اشتباهی از تو سر نزده، و لیکن از این تعجّب دارم که تو امروز سوگند یاد کردی که دو روز است طعامی تناول نکردی و چیزی در خانه ما بهم نمی رسد؛ اکنون چنین طعامی نزد ما آورده ا ی. پس حضرت فاطمه٣ به سوی آسمان نظر کرد و گفت: ای ابوالحسن پروردگار آسمان و زمین می داند که قسمی که من یاد کرده ام حق بوده.
پس حضرت امیرالمؤمنین٧ فرمود: ای فاطمه٣ قبول دارم قول تو را ولیکن بیان