رساله فاطمیه - احمدی، یعقوب - الصفحة ١٦١ - در بیان زهد و قناعت و ریاضت و زحماتی که خاتون قیامت
دقيقه».[١]
و وارد شده است که: روزی یکی از دوستان طبقی حلوا برسم هدیه به خدمت آن مولی آورد. آن عالی جناب انگشت مبارک را در آن حلوا فروبرد و بیرون آورد و نیک در آن نگریست و فرمود: رنگ و بویت هر دو نیکو است امّا نمی دانم که طعمت چگونه است. پس انگشت مبارک را پاک کرد و از آن حلوا نچشید، و فرمود این طبق را از پیش من بردارید.[٢]
و به صحت پیوسته که در شبی که خاتون قیامت به خانه آن می رفت جناب ولایت مآب٧ از اساس البیت همین یک پوست گوسفندی مالک بود، و چون باخبر شد که عروس بی جهاز و بانوی حجله اعزاز به حجره طاهره او می خرامد در مقام تدارک و تهیه ضروریّات برآمده بهر طرف که نظر افکند از اساس این عاریت سرا چیزی نیافت و بهر جانب که نگاه کرد از ذخارف دنیا چیزی ندید لابد و لاعلاج حجره طاهره را رُفته و جاروب کشیده و گرد وغبار آن را زدوده و صفا داده و در محلّ خوابگاه و موضع و آرامگاه خود ریگ نرم ریخته تا زهره فلک تمکین، از سختی زمین متضرّر نشود و پوست گوسفندی را که مالک بود، به جای تشک بر روی آن ریگها گسترده و عبایی که داشت
[١]. الغارات ابراهیم ثقفی ج١ ص٨٨ و شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج ٢ ص٤٤٧ و المناقب للخوارزمي ص١١٨ ح١٣٠ وفرائد السمطين ج١ ص٣٥٢ ح٢٧٧ و ارشاد القلوب ج٢ ص١٨ و ينابيع المودة للقندوزي ج١ ص٤٤٨
[٢]. فضائل الصحابة لابن حنبل ج١ ص٥٤٣ ح٩١٠ ، الزهد لابن حنبل ص١٦٥ ، حلية الأولياء ج١ ص٨١ عن عبد اللّه بن شريك عن جدّه ، الرياض النضرة ج٣ ص٢١٣ والمحاسن ج٢ ص٤٠٩والمناقب لابن شهر آشوب ج١ ص٣٦٨