رساله فاطمیه - احمدی، یعقوب - الصفحة ١٥٢ - در بیان عروسی رفتن فاطمه زهرا
جگر خدیجه کبری٣ تصدیع کشیدی و قَدم رنجه داشتی و ما را از خاک مذلّت برداشته و به اوج عزّت رسانیدی، حکم بفرمای تا به آن قیام کنیم و خدمتی رجوع نمای تا به آن اقدام نماییم. به کدام طعام میل داری بگو تا حاضر سازیم به کدام شراب رغبت می فرمائی بیان کن تا مهیّا سازیم.
فاطمه زهرا٣ فرمود: ای زنان خوشنودی من به طعام و شراب نیست. بلکه گرسنگی و بینوایی صفت من و دأب من و عادت پدر من است.
اگر رضای مرا می طلبید و رضای پدر بزرگوارم را می جوئید، قدم از ظلمت کفر و جهل بیرون نهاده، و به فضای دلگشای روح افزای ایمان در آئید و بیگانگی خدا اقرار نموده و طریقه مهلکه کفر را به یک طرف اندازید. اکثر آن زنان را رستگاری شامل حال فرخنده مال گردید، و از دل و جان به کلمه طیبه «اشهد ان لا اله الّا الله و اشهد انّ محمّد رسول الله» گویا گردیده و به برکت قدم مبارک آن معصومه٣ به شرف اسلام مُشرّف گردیدند. مرویست[١] که که در آن روز هفتصد نفر از بستگان عروس و داماد و غیر ایشان ایمان آوردند، و از کفر و شرک بیرون آمدند. و جمعی دیگر از آن جماعت که مَدد توفیق از ایشان منقطع بود آن حالت را حمل به سحر حضرت رسالت٦ نموده و از آن مجلس فرار نموده و هر یک بگوشه ای گریختند. و بعد از پایان مجلس فاطمه زهرا٣ به حجره طاهره معاودت نموده و تمامی واقعات را به خدمت فخر کائنات٦ معروض داشت. آن حضرت شادمان گردید و سجدات شکر به تقدیم رسانید و بعد از آن فرمود: ای نور دیده آنچه تو نقل کردی و از لطف عمیم خداوند خود بنظر آوردی سهل است پیش من به
[١]. القدیسة فی الاحادیث القدسیة ص٢٠٥