رساله فاطمیه - احمدی، یعقوب - الصفحة ١٤٢ - در بیان عروسی رفتن فاطمه زهرا
زیورهای بس با تکلّف برخود بسته و تاجهای مکلّل بر سر نهاده و بر روی مَسندهای زربَفت نشسته و بر متّکاهای پر قیمت تکیه داده و طریقه اهانت و بی مقداری من می پویند.!
ای پدر بزرگوار بعد از آنکه من با چادر کهنه که چند موضع از آن بلیف خرما وصله شده و با لباس پشمینه که چند پینه بر آستین و گریبان او دوخته باشم به خانه ایشان بروم و آن جماعت مرا با این حالت ببینند نخواهد گفت این دختر را چه شد و چه بر سر آمد و کجا رفت خزائن و دفائن مادرش؟ گردن بندی که ماردش در گردن داشت خراج مملکتی بود چه رخنموده که امروز دخترش پلاس می پوشد.
ای کاش مادرم در حیات بود تا این جماعت بی عاقبت را این خیال باطل در سر نیفتاد، ای کاش مادرم خدیجه خاتون٣ زنده بود تا در هر مهمّی مرا اعانت می نمود و در هیچ موقع مرا خجالت و شرمساری رخ نمی نمود. ای پدر این جماعت را دیده معنی گشوده نیست تا بدانند که نهالی از بوستان نبوّت رسته و سروی در جویبار رسالت قد کشیده به لباس دیبا و زیور زیبا بلکه به تمامی متاع دنیا فریفته و شیفته نشود. ایشان را نظر بر صورت است نه بسیرت.[١]
وه که از صورت پرست از حال ما آگاه نیست آرى، آرى اهل صورت را، به معنى راه نيست
[١]. اشاره به حدیث: إن الله لا ينظر إلى صوركم و اموالکم و لكن ينظر إلى قلوبكم و أعمالكم. یعنی خداوند به ظاهر شما و به اموال شما نمی نگرد،بلکه به قلوب شما می نگرد. امالى (طوسى) ص ٥٣٦ {شبیه این حدیث در مجموعه ورام ج ٢ ، ص ٢٢٨ و مستدرک الوسایل ج ١١ ، ص ٢٦٤ ، ح ١٢٩٥١