رساله فاطمیه - احمدی، یعقوب - الصفحة ١٠٠ - در بیان کیفیت ازدواج زهره زهرا
جهت ما کرده و از پی کار خود رفتند و این جماعت زیاده بر چهار هزار نفر بودند. [١]
و به روایتی به ندای امیرالمؤمنین٧ و اعجاز آن حضرت صدای او را تمام اهل مدینه و اطراف مدینه و باغستانها و نخلستانها و زراعتها شنیدند و متوجه خانه آن حضرت شدند و نَطَعها«سفرچرمین» در مسجد از برای ایشان افکنده و همه از آن طعام می خوردند و سیر شده می رفتند و طایفه دیگر می آمدند، و به این نسبت بود تا سه روز و از آن طعام هیچ کم نشد و بر حال خود باقی بود پس حضرت رسول٦ فرمود: که کاسه ها حاضر سازید چون ظروف را حاضر ساختند آن کاسه ها را پر کرد و به خانه زنان خود فرستاد پس کاسه دیگر طلبید و پر از طعام کرد و فرمود که این از برای فاطمه٣ و شوهرش است.
و چون آفتاب غروب کرد حضرت رسالت پناه٦ امّ سلمه را فرمود: که بیاور فاطمه٣ را، پس امّ سلمه رفت و دست مبارک مَصدر نشین حجله اعزار را گرفت و به خدمت والد بزرگوارش آورد.
امّا از کثرت شرم و حیا دامان عفّتش بر زمین می کشید و عرق از رخساره قمر طلیعه اش می چکید و در وقت آمدن از شدّت حیا پای او لغزید. حضرت رسول٦ فرمود: که ای نور دیده خدا تو را از لغزش نگاه دارد. هم در دنیا و هم در آخرت.
و چون خاتون قیامت در پیش حضرت رسالت٦ ایستاد جناب ختمی مآب٦ نقاب را از روی منوّرش برداشت تا آنکه علیّ بن ابیطالب٧ خورشید جمالش را ببیند و گل مرادی از گلستان وصالش بچیند پس دست فاطمه٣ را گرفت و بدست علیّ٧ داد
[١]. أمالي الطوسي ص٤٠ و بحار الأنوار: ج ٤٣ ص ٩٤ ح ٥