معجزات انبیا در تفسیر المنار - مدرسی راد، زهرا؛ غضنفری، علی؛ میراحمدی، عبدالله - الصفحة ٣٧ - ١- اعجاز در لغت و اصطلاح
ازنظر متکلمان، زمانی که «كسى منصبى از مناصب الهى را ادعا مىنمايد و عملى را بهعنوان گواه بر صدق گفتار خود، انجام مىدهد كه از حدود قوانين طبيعى بيرون بوده و ديگران از آوردن مانند آن،عاجز و ناتوان باشند.»[١] به آن عمل معجزه میگویند. بنابراین معجزه امر خارق عادتی است که با تحدی همراه بوده[٢]و معارضی نداشته باشد. همچنین ثبوت یا نفی آنچه عادی نبوده، همراه با خرق عادت و مطابقت با ادعای نبوت را معجزه گویند. در تعریف معجزه آمده است که «المعجزة امر خارق للعادة مقرون بالتحدى مع عدم المعارضة.»[٣] و «ثبوت ما ليس بمعتاد أو نفي ما هو معتاد مع خرق العادة و مطابقة الدعوى»[٤] برای حجیت معجزه میتوان به آیات ۴ و ۷ و ۲۵ انعام، ۲ قمر و ۵۹ اسراء استدلال کرد. درآیات ۱۱۲ تا ۱۱۵ مائده عذاب سخت برای تکذیب کنندگان آن در نظر گرفتهشده است.
بهطورکلی، پيامبران با دليل روشنى مجهز شدند تا راستگویی ایشان در تبليغ از جانب خدا ثابت گردد. یك چنين دليلی نمىتواند از نوع كارهایی باشد كه ديگران نيز بتوانند مانند آن
[١] - ابوالقاسم خویی، مرزهای اعجاز، ترجمه جعفر سبحانی، بی نا، بی تا، ص ۲۷
[٢] - آیاتی ازقرآن، مخالفان را به آوردن آیه و یا سورهای مثل قرآن فرا میخواند. مانند بقره ۲۳-۲۴
[٣] - خواجه نصير الدين طوسى، تلخيص المحصل المعروف بنقد المحصل، بيروت، چاپ: دوم، ١٤٠٥ق. ص٣٥٠
[٤] - حسن بن یوسف علامه حلى، كشف المراد في شرح تجريد الاعتقاد( مع التعلیقات)، قم: جماعة المدرسين فی الحوزة العلمية بقم، ۱۴۰۷ق. ص٣٥٠« لا فرق بين قلب العصا حية و بين منع القادر عن رفع أصغر الأشياء»