معجزات انبیا در تفسیر المنار - مدرسی راد، زهرا؛ غضنفری، علی؛ میراحمدی، عبدالله - الصفحة ٢٠٨ - هـ- ترفیع حضرت عیسی (ع)
وجود به دلیل نکتهای است. در اینجا نکتهای برای تقدیم توفی بر رفع وجود ندارد؛ رفع به دلیل اشاره به بشارت در نجات و رفعت مکانی مهمتر است.
شش) حدیث رفع و نزول در آخر زمان، حدیث واحد (نه متواتر) و متعلق به امر اعتقادی و از امور غیبی است و در امور اعتقادی اخبار واحد اعتباری ندارد. نزول حضرت عیسی (ع) و حکم کردن حضرت در زمین را به غلبه روح و سر رسالتش بر مردم و امر به رحمت و محبت و سلامت و اخذ مقاصد شریعت بدون توقف در ظواهر آنها، تأویل ببریم. بر اساس این تأویل زمان حضرت عیسی (ع) زمانی است که مردم، روح دین و شریعت اسلامی را میگیرند.[١] همچنین دجال که در روایات به وجودش در آخر زمان اشارهشده، آن را رمزی برای خرافات و کلاهبرداری و کارهای قبیح بدانیم که با تقریر درست شریعت، خرافات زایل میشود.[٢]
هفت) به نظر رشید رضا تأویل فوق از عبده با ظاهر احادیث ناسازگار است. اهل تأویل میتوانند بگویند این احادیث مانند بسیاری از احادیث دیگر نقل به معنا شده است.
هشت) در قرآن نص صریحی درباره به آسمان رفتن حضرت عیسی (ع) با جسم و روحش و با حیات دنیایی و سپس نزول حضرت از آسمان، وجود ندارد. نصارا تلاش کردند از صدر اسلام تاکنون این عقیده را بین مسلمانان گسترش دهند.[٣]
[١] - محمد رشید رضا، المنار، ج ۳، ص ۳۱۷.
[٢] - همان. ایراد اصلی رمز دانستن، ابزاری شدن خود عیسی مسیح ٧ و دجال است دراین صورت نه اولی مستحق مثوبت است و نه دومی مستحق عذاب .
[٣] - محمد رشید رضا، مجله المنار، ج ۲۸، ص ۷۴۷.