معجزات انبیا در تفسیر المنار - مدرسی راد، زهرا؛ غضنفری، علی؛ میراحمدی، عبدالله - الصفحة ١٥٤ - ششم) ابرهای سایبان و نزول من و سلوی
عبده سپس مطرح میکند که گروهی اشکال کردهاند که چرا در بیان قصص قرآن ترتیب رعایت نشده است. در این قصه طلب آب و زدن عصا به سنگ، قبل از وارد شدن به بیابان و قریه بوده درحالیکه در ترتیب آیات اینگونه نیامده است. وی در جواب مینویسد که قرآن در مقام بیان تاریخ نیست. (پس لازم نیست به ترتیب تاریخ به ذکر حوادث بپردازد) قرآن در مقام موعظه و عبرتگیری دیگران است.[١]
نکتهها:
الف) عبده با استناد به ظاهر آیه، وقوع معجزه را پذیرفت و با توجه به مبنای خود در روایات، از مراجعه به روایات تفسیری ذیل آیه، برای توضیح بیشتر حادثه خودداری کرد.
ب) درباره رعایت نشدن ترتیب حوادث در نقل قرآن میتوان گفت در هر سورهای با توجه به هدف موردنظر، بخشی از داستان یا شخص یا گروهی همراه با نکتههای آموزنده ذکرشده و از آوردن مطالبی مانند زمان حادثه که پیام هدایتی ندارد، خودداری شده است.
ج) عبده هدف از بیان قصههای قرآن را موعظه و عبرت گیری میداند درحالیکه برای داستانهای قرآن اهداف دیگری نیز میتوان مطرح کرد مانند: عبرتآموزی، گسترش قدرت تفکر خواننده، تثبیت و دلگرمی پیامبر، بیان خبرهای غیبی، آشنایی با سیره انبیا، آشنایی با سنتها و قوانین ثابت الهی، ارائه دعوت دینی، بیان قدرت الهی
ششم) ابرهای سایبان و نزول من و سلوی
نعمت فرو فرستادن «من» و «سلوی» بر بنیاسرائیل در آیاتی از قرآن مطرحشده است مانند «وَأَنْزَلْنَا عَلَيْهِمُ الْمَنَّ و السَّلْوَى».[٢] وقتی حضرت موسی (ع) بنیاسرائیل را از دریا عبور داد،
[١]- محمد رشید رضا، المنار، ج ۱، ص ۳۲۷.
[٢] - اعراف ۱۶۰. درآیه۵۷ و ۸۰ بقره نیز انزال دو نعمت «من» و «سلوی» آمده است.