معجزات انبیا در تفسیر المنار - مدرسی راد، زهرا؛ غضنفری، علی؛ میراحمدی، عبدالله - الصفحة ٩٦ - ٣- نگاه کارکردگرایانه به قصههای قرآن
تاریخی بیگانه میداند و آنها را صرفاً در مقام موعظه و عبرت و هدایت میشمارد.[١] یعنی لزومی ندارد حوادث خارقالعاده ذکرشده در قصههای قرآن در بیرون به وقوع پیوسته و بیانگر رویدادهای واقعی باشند درحالیکه تأثیرات هدایتی بر مردم و عبرتآموزی در سایه بیان داستانهای واقعی امکانپذیر است.[٢]
ب) باید توجه داشت که قرآن حق، حکیم، عزیز و بطلان ناپذیر است و سزاوار نیست اهداف هدایتگرانهاش را با ابزارها و تعبیرهایی آلوده به باطل و موهوماتی عرفی دنبال کند و بر نگرشهایی نادرست تكیه زند؛ بیآنکه نادرستی آنها را بازگوید. طبق این مبنا، ظهورهای قرآنی، حتی در قالب نقل قصه نباید باور باطلی را ترویج کند. ازاینرو، باطل بودن یک گزاره در ضمن قصهها، نیازمند قرينه و دلیل در متن آیات است. افزون بر آن، بیم آن میرود که نظریه عرفی نگری در حوزه خاصی مثل قصص غیرمتعارف و تشبیهات پندآمیز متوقف نمانده و دیگر حوزههای بیان قرآنی را نیز در برگیرد.[٣]
ج) برخی معتقدند تعارض داستانهاى كتاب مقدس مسيحيان با علم و تاريخ، گروهى از انديشمندان مسيحى را بر آن داشته بود تا براى رفع اين ناهمخوانى، با تأكيد بر جنبه هدايتگر بودن آن، واقعى بودن داستانهای دینی را ضرورى ندانند. با تعرض مستشرقان به داستانهاى
[١] - محمد عماره، الامام محمد عبده مجدد الدنیا بتجدید الدین، ص ۷۵.
[٢] -ر.ک. ابوالفضل ساجدی، زبان قرآن (با نگاهی به چالشهای کلامی تفسیر)، تهران: سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاهها(سمت)، ۱۳۹۲، ص ۱۱۵-۹۸.
[٣] - محمد اسعدی، جریانشناسی تفسیر اجتماعی عقلی، ص ١٠١ .