آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٥٢ - اخبار باب
محمّد بن عبد اللَّه عتبى بصرى اخبارى شاعر آورده كه ميگفت زرافه با زاء ضمه دار يا فتحه دار جانور معروفى است و از سه جانور پديد شود، شتر وحشى، گاو وحشى و كفتار كه بر شتر افتد و از آن فرزندى آيد ميان شتر و كفتار و اگر نر باشد بگاو ماده افتد و زرّافه آورد و اين در بلاد حبشه است و زرافه بمعنى جماعت است كه نام او شده چون از جماعتى زاده و عجم او را شتر گاو پلنگ نامند.
و جمعى گويند زائيده جانورانيست از وحوش كه تابستان بر سر آب گرد آيند و بهم پرند: و برخى آبستن شوند و برخى نشوند، و بسا بر يك جانور ماده نرهاى بسيارى پرند و منى آنها با هم در آميزد و جانوران چند شكل و چند رنگ بزايند و جاحظ اين گفته را نپسنديده و ميگويد نادانى سختى است كه جزاز بىتحصيلى نشايد، زيرا خدا تعالى آفريند هر چه خواهد و آن يكنوع جاندار مستقل است مانند اسب و الاغ بدليل آنكه مانند خود را زايد كه ديده شده (حياة الحيوان ٢: ٤) دميرى در باره ميمون گفته: كنيهاش ابو خالد، ابو حبيب، ابو زنه و ابو قشه است، جانوريست زشت نمكين و هوشمند و تند فهم و هنر آموز، پادشاه نوبه ميمونى بمتوكل هديه كرد كه خياط بود و ديگرى كه زرگر بود، اهل يمن به ميمون خدمتكارى آموزند تا اينكه بقال و قصاب او را پاسبان دكان كنند تا صاحبش برگردد، باو دزدى آموزند و بدزدد، شيخان از قاضى حسين نقل كردهاند كه اگر به ميمون ياد دهند بخانهاى رود و كالا آورد و خانه را سوراخ كرد و ميمون را فرستاد و كالا آورد سزاست كه دستش را ببرند چون جانور اختيار دار است.
و از احمد بن طاهر روايت است كه در رمله ميمون زرگرى ديدم كه چون ميخواست بدمد بمردى اشاره ميكرد در كوره بدمد، احوال ديگر او در باب مسوخ آيد.
دميرى گويد: گفتند «مها» نوعى گاو وحشى است كه چون مادهاش آبستن شود از گاو گريزد شهوت باره است و نرش بر نر پرد و ببز خانگى ماند و شاخ بسيار