آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٤٧ - اخبار باب
از آن جوجه برآرد و برخى خوراكش گردد تا پوسته از او بشكافد و چه تدبيرى در آن بكار رفته زيرا چون نشو و نماى جوجه ميان پوسته محكم است و چيزى در آن راه ندارد تا غذاى جوجه باشد، براى او خوراكى در آن فراهم است تا او را بس گردد تا هنگام بيرون آمدن از پوسته تخم، چون كسى كه در زندانى در بسته زندانى است كه دسترسى باو نيست و برايش خوراكى نهند تا وقت بيرون شدن از آن اى مفضّل بينديش در چينهدان پرنده و راه ورود خوراك در آن كه تنگ است و بايد خرده خرده از آن گذرد و اگر پرنده نميتوانست دانه دوم را برگيرد تا دانه اول بمعدهاش رسد دانه خوردنش دراز ميشد و چگونه ميتوانست همه خوراك خود را كه بسا دزدانه است برگيرد چون ترس دارد و از اين رو حوصلهاى چون توبره آويزان در برابرش براى او آفريده شده تا هر چه شتابانه برگيرد در آن جا دهد و بفرصت آن را بمعده خود كشد و در حوصله خاصيت ديگر هم هست زيرا برخى پرندهها بايد دانه را بجوجه خود برگردانند و آن از حوصله آسانتر است مفضّل گويد: گفتم: برخى بىاعتقادها بخدا پندارند رنگارنگى و گوناگونى اشكال پرندهها اثر آميزش اخلاط و اندازه آنها است و نابرابرى و پريشانى آنها.
فرمود: اى مفضّل اين نگارى كه در پرهاى طاوس و دراج و تدرجها است (پرندهاى خوش آواز و رنگارنگ و دم دراز) مانند نگاريست كه با خامه كشند و چگونه از امتزاج و اهمال برآيد و اگر چنين بود يك نواخت و برابر نبودند.
بينديش پر پرنده چگونه است؟ مانند پارچه جامه است كه از رشته نازك بافته شود و مو بمو بهم پيوند شوند و كش دارند و از هم نگسلند و باد ميان آنها افتد و پرنده را در پرواز نگهدارد و در ميانه پر ستون كلفت و استواريست كه رشتههاى موئين بر آن بافته شدند تا بسختى خود آنها را نگهدارد، و آن نى ميان پرها است كه ميان تهى است تا سبك باشد و جلو پرواز را نگيرد آيا اى مفضّل اين پرنده كه ساقهاى دراز دارد ديدى، و سود درازى ساقش را فهميدى؟ كه چون بيشتر در حوضچههاى آب است و با ساقش بلندش آن را چون