آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٩٣ - باب دوم روباه، خرگوش، گرگ و شير
باب دوم: روباه، خرگوش، گرگ و شير
١- در كافى ٤: ٣٩٧ فروع: بسندش از امام ششم ٧ در تفسير قول خدا عز و جل «و هر كه باز گردد خدا از او انتقام گيرد، ٩٥- المائده» فرمود:
شخصى محرم رفت و روباهى گرفت و آتش بچهره او نزديك ميكرد و روباه شيون ميكرد و از پشتش حدث ميداد و يارانش او را از اين كار باز ميداشتند و آنگه روباه را رها كرد و در اين ميان كه آن مرد خواب بود مارى آمد و بدهانش رفت و او را رها نكرد تا مانند آن روباه حدث داد و سپس او را رها كرد.
٢- در دلائل طبرى- ٩٧-: بسندى از محمّد بن مسلم كه در راه مكه و مدينه بهمراه امام پنجم ٧ بودم من بر الاغ خود راه ميبريدم و او بر استرش ناگاه گرگى از سر كوه آمد تا بامام ٧ رسيد و استر برايش زانو زد تا دست بر غاشيه زين نهاد و گردن بر آورد و آن حضرت ساعتى گوش خود را بدو نزديك كرد و آنگه باو فرمود: برو كه من انجام دادم و دوان دوان برگشت، گفتم: قربانت البته شگفتى ديدم، فرمود: دانى چه گفت؟ گفتم: خدا و رسولش و فرزند رسولش داناترند.
گفت همسرى در اين كوه دارد كه زايش بر او سخت شده گفت: دعا كن خدا او را نجات دهد و هيچ كدام از نژاد مرا بر كسى از شيعه شما خانواده مسلط نكند، گفتم: انجام دادم.
٣- و از همان- ١١٥-: بسندى از محمّد بن راشد از پدرش كه مردى نزد امام ششم ٧ آمد و گفت: حكيم بن عباس كلبى در كوفه براى مردم هجو شما را ميسرايد، فرمود: چيزى از آن را بر گرفتى؟ گفت: آرى و برايش خواند بر دار زديم زيد شما را بر تنه درخت خرما* و نديديم كه يك مهدى بر تنه خرما بدار رود شما عثمان را با على سنجيديد از بيخردى* و عثمان بهتر از على است و پاكتر است و امام ششم دو دست لرزان خود را بآسمان بر آورد و گفت: بار خدايا اگر