آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٩٠ - در اصناف سگ
بازگردانم و خدا تب را بر او مسلط كرد و نوح قوچ نزد او مىآورد و ميفرمود: اى شير بخور و شير ميگفت آه.
و از وهب بن منبه است كه چون نوح فرمان يافت كه از هر چه جفتى بار كشتى كند گفت: چه كنم با شير و گاو با گوسفند و گرگ، با كبوتر و گربه، خدايش فرمود: كى آنها را دشمن هم كرده؟ گفت: پروردگارا تو، گفت: من آنها را بهم مهربان كنم تا دشمنى نكنند با هم ج ٣ ص ٣٢٨ در منثور.
٢٦- در حياة الحيوان است كه گربه جانوريست فروتن و همدم كه خدايش براى دفع موش آفريده است، گفتند يك عرب بيابانى گربهاى شكار كرد و او را نمىشناخت، مردى باو گذشت و گفت اين سنور چيست؟ و بديگرى برخورد و گفتش اين قط چيست؟ و بسوّمى رسيد و گفتش: اين هر چيست؟ و بچهارمى رسيد و گفتش: اين قيتون چيست؟ و بديگرى رسيدى و گفتش: اين خيطل چيست؟
و ششمى گفتش اين دمه چيست؟
اعرابى گفت: ميبرم و ميفروشمش شايد خدا تعالى از آن مال بسيارى بمن بهره كند و چون ببازار آمد باو گفتند اين بچند است؟ گفت: صد درهم، پاسخش داد نيم درهم ارزش دارد، و دورش انداخت و گفت: خدا لعنتش كند چه نامهاى بسيارى دارد و ارزش كمى، اين نامها از آن گربه نر است كه در كفايه گفته است و در كفايه بنقل از ابن قتيبه گفته: ماده را سنوره گويند.
و حاكم از ابى هريره آورده كه پيغمبر صلى اللَّه عليه و اله و سلم بخانه قومى از انصار مىآمد كه خانههائى نزديكتر از آن بود و بدانها نمىآمد و اين بر آنها ناگوار بود و سبب را جويا شدند، فرمود: سگ در خانه شما است، گفتند در خانه آنها هم گربه است، فرمود: گربه درنده است، و در روايت ديگر فرمود: گربه نجس نيست و همانا از خدمتكارانست و آن را در شمار مملوكان آورد.
گفتند مردم كشتى نوح از موشها آزار كشيدند و نوح دستى به پيشانى شير كشيد و او عطسه زد و گربه از او جهيد و از اين رو مانندتر چيزيست بشير تا آنجا