آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٤٥ - اخبار باب
اينست كه هر آفريده زير توانائى خدا است و سرپيچى از آفرينش نتواند بيدريغ پذيرا گرديده: بيان اجابت است چنانچه بىستيزه بيان فرمانبرى است و بسا اشاره باشد به تسبيح با زبان حال چون قول خدا تعالى «و چيزى نباشد جز كه بسپاسش تسبيح گو است ٤٤- اسراء» چنانچه گذشت، برخى گفتند خلاصه وصف حال شب پره در روز و شب اظهار شگفتى از مخالف بودن او است با همه جانوران در پسنشينى از روشنى و اشاره به نهانى سبب آنست و مقصود بسته شدن چشم او است در روشنى و آن براى اينست كه روح ديد او بر اثر گرمى روز تحليل ميرود و خنكى شب آن را جبران كند و برگرداند ديد او را و گفته شده: اثر گرمى تنها نيست و گر نه بايد در روز زمستانى چشمش بسته نشود مگر در گرمى روز و نه در آغاز روز تابستانى بلكه سببش ناتوانى نيروى ديد است و يك نوع تضاد و نفرت ميان آن و روشنى چون ناتوانى كه در ديدهاى ديگر است در برابر قرص خورشيد، و اما اينكه اين نفرت از كجا است امريست نهان و منشأ تعجبى است كه در سخن آن حضرت بدان اشاره شده و خلاصه اينست كه چگونه درماند و كور شود و از اينكه از روشنى كمك گيرد براى جستن روزى و زندگى خود و رفت و آمد و سودبرى.
سوسمار جانور معروفى است و خويش اينست كه هنگام برآمدن خورشيد از لانهاش بدر آيد تا با آن روبرو گردد بر عكس شب پرهها.
دميرى گفته: شب پره جانوريست كه در شب پرواز كند و شكل و وصف غريبى دارد و آن را در زبان تازى خفاش گويند، بخاء ضمه دار و فاء با تشديد و خفش در زبان تازى خردى و تنگى چشم است و اخفش يعنى خرد چشم و كم ديد و گفتند بر عكس شب كور است و گفتند كسى كه در هواى ابرى بيند نه در آفتاب جوهرى گفته: دو گونه است اعشى شب كور و دور بين است و عمش ناتوانى ديد است با اشك ريزى در بيشتر اوقات ...