آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٩ - تفسير
آنجا نگذشتيم تا اين آيه فرود آمد، ...
و گفته: ره در (٨: ٤٩٦) در «و الطّير» يعنى مسخر كرديم پرنده را براى داود كه گرد او آمدند و خدا را با او تسبيح گفتند و همه پرنده و كوهها پر بازگشت بودند بدو و فرمانبر او بودند، جبائى گفته: مانعى ندارد كه خدا معرفت فرمانبرى داود را بدانها دهد و گرچه خرد تكليف ندارند.
رازى در (٢٦: ١٨٦) تفسيرش گفته: اگر گويند چگونه پرنده بيخرد تسبيح تواند؟ توان گفت كه خدا بدانها خردى داده بود كه در آن زمان خداشناس و تسبيح خوان بودند و اين همه معجزه داود ٧ بود.
خَلَقَ الْأَزْواجَ كُلَّها گفتند: يعنى ازواج همه جانداران را از نر و ماده و گفتند: همه اشكال را و يا اصناف را، و گفتند: هر ممكنى زوج تركيبى است و يگانه بحق و تنهاى مطلق همان خدا تعالى است «وَ ما يَبُثُّ مِنْ دابَّةٍ» يعنى «آفرينش هر چه در زمين پراكنده است از جاندار با هر جنس و سود و هدفى كه دارند نشانههاى روشنى است بر وجود خدا و دانش و نيرو و حكمت و لطفش ...
قوله سبحانه «صافات» گفتند: يعنى در پرواز خود بال گشايند زيرا چون پر گشايند، پاها را بر هم نهند «و يقبضن» يعنى براى كمك بپرواز پياپى بالها را بخود چسبانند و خداى رحمانست كه آنها را در جوّ نگهدارد بر خلاف طبع آنها كه رحمتش هر چه را فرا دارد و بهر شكل مناسب پرواز آنها را آفريده ...
و من گويم: در سوره فيل و داستان آن دليلى است كه جانداران شعور دارند و فرمانبر خدايند، زيرا ظاهر اينست كه آن پرندهها از جانوران بودند نه از فرشتهها گرچه احتمال دارد، و همچنان خود فيل كه از رفتن بحرم خوددارى كرد و سخن عبد المطلب را فهميد و براى او سر بر خاك نهاد چنانچه در داستان مفصل آن گذشت، آرى ممكن است اين شعور را خداوند در آن هنگام بدانها داده باشد براى كرامت خانه كعبه و عبد المطلب و زمينه چينى براى نبوت پيغمبر ما ٦