آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٨٢ - در باره مورچه
نوشانده شديد.
٣- در كافى- ٤- ٣٦٣-: بسندى از امام ششم ٧ كه محرم از هر چه ترسد از درندهها يا مارها آن را بكشد و اگر باو يورش نكنند او هم قصد او آنها را نكند.
٤- و از همان: بسندش از امام ششم ٧ كه چون محرم شدى بترس از خدا از كشتن هر جانورى جز افعى و كژدم و موش كه مشك را سست سازد و خانه را بآتش كشد، و اما كژدم پيغمبر صلى اللَّه عليه و اله دست براى سنگى دراز كرد و آن حضرت را گزيد و فرمود: خدايت لعنت كند نه نيكى را وانهى و نه بدى را، و چون مار قصد تو كرد او را بكش، و اگر نه مكش، و سگ گزنده و درنده اگر بتو يورش بردند آنها را بكش و گر نه آهنگ آنها مكن، و آن سياه مكار را در هر حال بكش و بكلاغ و لاشخور كه بر پشت شتر تو نشينند سنگ پران.
بيان: «توهى السقاء» يعنى مشك شكافد يا بندش را بخورد و آبش را بريزد و خانه را بآتش كشد بر خانواده، زيرا فتيله را ميكشد و خانه را ميسوزاند، در قاموس گفته: اسود ماريست بزرگ، و اسودان مار است و كژدم، و آن را مكار وصف كرده، چون كمين كند و بناگاه بگيرد، صاحب منتقى گفته در قاموس غدر الليل يعنى شب تاريك شد، و گويا كنايه است از شدّت سياهى مار و سبع ذكر خاص است پس از عام يا مقصود اكمل افراد است كه شير باشد يا گفتهاند كه گرگ است.
٥- در قرب الاسناد: ٦٦- بسندش از على ٧ كه محرم بكشد هر چه بر او يورش كند از درنده يا جز آن و بكشد زنبور، كژدم، مار و كركس، گرگ، شير و هر درنده كه ترسد بر او حمله كند و هم سگ گزنده ٦- در كافى: بسندش از امام ششم ٧ كه كشته شود در حرم و در حال احرام افعى و سياه مكار و هر مار بد و كژدم و موش كه فويسقه است و رانده شود كلاغ و لاشخور بپرتاب سنگ، و اگر بتو دزدانى تعرض كردند در برابر آنها دفاع كن