آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٧٤ - تفسير
و مهربانى و سودمندى و قناعت و كوشائى او در روز و دورى او از پليديها، و پاكى خوراكش و اينكه از دسترنج ديگرى نخورد و بخشش و فرمانبريش از فرمانده و زنبور عسل را از آفاتى است كه از كارش باز دارد، چون تاريكى ابر، باد، دود آب و آتش و هم مؤمنان را آفاتى است كه از كارش باز دارند چون تيرگى غفلت، ابر ترديد باد فتنه، دود حرام، آب رفاه و آتش هوس.
و در مستدرك دارمى است از على بن ابى طالب ٧ كه در ميان مردم چون زنبور عسل باشيد در پرندهها، كه پرندهاى نيست جز آنكه او را ناتوان شمارد، و اگر پرندهها ميدانستند در درون چه دارد از بركت با آن چنان نميكردند با مردم بزبان و تن در آميزيد و در كردار و دل جدا باشيد زيرا از آن هر كس همانست كه كند و روز قيامت با كسى است كه دوستش دارد.
و نيز در آنست از ابن عباس كه از كعب الاحبار پرسيد وصف رسول خدا صلى اللَّه عليه و اله و سلم را در تورات چگونه يابى؟ گفت دريابيم كه: محمّد بن عبد اللّه است، در مكه زاده شود و به طيبه بكوچد، و در شام پادشاهى كند، دشنام ندهد، در بازارها فرياد نكشد بدى را ببدى سزا ندهد بلكه ببخشد و چشم پوشد، امتش حمدگويانند، خدا تعالى را در هر خوشى و بدى سپاس گويند، اندام خود را پاكيزه دارند، ميان خود را ازار بندند، و در نماز صف كشند چنانچه در نبرد خود، بنگ آنها در مساجدشان چون بنگ زنبور عسل باشد جار آنها در فضاى آسمان شنيده شود.
ابن خلكان در شرح حال عبد المؤمن بن على پادشاه مغرب گفته: پدرش كوره پز بود، در خردسالى در خانه پدر خوابيده بود و او گل ميزد، پدرش بنگى در آسمان شنيد و سر برداشت و ابر سياهى ديد از زنبور عسل كه سراسر خانه را پر كردند و بر سر پسرش گرد آمدند كه در خواب بود، و او را پوشاندند و مدتى بر سر او ماندند و از سر او برخاستند و دردى از آنها نديد، و نزديكش مردى فال بين بود و پدرش باو گزارش داد و او گفت: نزديك است مردم مغرب گرد پسر ترا بگيرند و چنين شد و كار او بجايى رسيد كه پادشاه مغرب دور و نزديك شد.