آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٢٧ - اخبار باب
ريزد، خدا بشمار هر جو حسنه برايش نويسد.
و از انس بن مالك است كه آن را برآورده تا گفته: يك روز مرز دارى در راه خدا بهتر از اينست كه كسى در خانه خود ٣٦٠ روز عبادت كند كه هر روزش هزار سال باشد:
و پيوسته عرب اسبان خود را ارجمند ميداشتند چنانچه اشعارشان بدان گويا است.
خاندان گرسنه مانند و شود اسبم سير و چنانچه گفته است:
بهنگام هراس از گل بود به و جز آن كه شمارش بدرازا كشد، روش تازيان در جاهليت اين بود كه براى سه چيز، قبيلهاى بشادباش ديگرى ميرفتند: براى تبريك ولادت پسرى پدر دار، براى زايش كره اسبى اصيل و يا نبوغ شاعرى شيوا، سود حديث آگهى به والائى اسب است و وادارى بگرامى داشتن آن، راوى حديث ابن عمر است، و در حديث دوم يمن را كه بركت و فزونيست از اسب دانسته و عكس آن شومى است، و شقره در آدمى سرخى زلالى است كه بسفيدى زند و در اسب سرخى زلالى كه يال و دم را فراگيرد و اگر سياه باشند كميت باشد، و شقره در شتر سرخى تنديست، شقر بگل شقائق نعمان گويند و طرفه گفته:
|
بيكباره جامى زدند آن گروه |
دگر باره بر اسب خوبى چه شقر |
|
شقره لقب حارث بن تميم بن مرّه است و منسوب بدو را شقرى خوانند و مايه اين واژه سرخى است.
و در حديث ديگر است كه: ميمنت اسب در سرخى است، و بچسبيد باسب كميت پيشانى سفيد و دست و پا سفيد يا اسب سرخ، و يال و دمشان را نچينيد.
و از ابى قتاده انصاريست كه مردى گفت: يا رسول اللَّه ميخواهم اسبى بخرم