آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١١ - تفسير
و چون ياد آورد كه اهل آسمانها و زمين تسبيح گويند فرمود: آنها هم كه در هوايند چون پرندهها تسبيح گويند، زيرا دادن نيرو بتن سنگين تا در هوا بماند و صف بندد و پر گشايد و بندد از اعظم دلائل است بر توانائى صانع مدبّر سبحانه و پرش آنها را سجده آنها نموده براى خدا و اين تاييد آنچه را كه ما گفتيم از اينكه مقصود از تسبيح دلالت اين امور است بر تنزيه نه گفتار بزبان «كُلٌّ قَدْ عَلِمَ» يعنى خدا ميداند و دليلش «وَ اللَّهُ عَلِيمٌ بِما يَفْعَلُونَ» باشد و آن اختيار جمهور متكلمين است.
٢- يعنى همه آفريدهها نماز و تسبيح كه فريضه آنها است ميدانند ٣- يعنى همه ميدانند نماز و تسبيح بر خدا را كه بدان مكلفند و بنا بر اين دو «وَ اللَّهُ عَلِيمٌ» جمله جدا نيست، و از ابى ثابت روايت است كه نزد ابى جعفر باقر ٧ نشسته بودم و فرمود بمن: ميدانى اين گنجشكها نزد برآمدن خورشيد و پس از آن چه گويند؟ فرمود: پروردگار خود را تقديس كنند و از او خوراك روز خود را خواهند و متكلمين اين را دور از باور دانستند.
گفتند اگر پرنده خداشناس بود چون خردمندان بود كه سخن و اشاره ما را ميفهميد ولى چنين نيست چون ببديهه ميدانيم از كودكى كه چيز فهم نيست كم فهمتر است و سزاوارتر است كه اين گونه دريافت در او نباشد و چون ثابت شد خداشناس نيست، نشود كه گفتارش تسبيح خدا باشد و تسبيح ندارد جز با زبانحال.
سپس بسيارى از چارهجوئيها و نازككاريهاى جانداران را چنانچه بيايد يادآورى كرده و آنها را دليل آورده كه فهم و خرد دارند و آنگه گفته: خردمندان زيرك از اين گونه كارها و چارهها در مانند و چرا نبايد گفت: خدا شناخت و ستايش خود را بدانها الهام ميكند و گرچه بامور ديگرى كه آدمى داند آشنا نباشند، و چه خوب گفته شهاب سمعانى كه گفته: خدا والاتر از آنست كه با ترازوى اعتزال سنجيده شود.
و در قول خدا وَ اللَّهُ خَلَقَ كُلَّ دَابَّةٍ مِنْ ماءٍ در (٢٤: ١٦- ١٩ تفسيرش) گفته