آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٦٢ - دنبالهايست كه سود بزرگى دارد
زيبا و دل انگيز بودند و سپس بدين صورت نفرت انگيز در آمدند تا بيشتر از آنها دورى شود و سود برده نشود، زيرا نميشود زندهاى جز خودش باشد، جدائى زندهها از هم بالبداهه معلوم است، و چگونه مىشود زندهاى چون آدمى زنده ديگرى گردد چون خرس و اگر مقصود از مسخ جز تغيير شكل باشد نادرست است و اگر منظور ديگرى باشد بايد در آن انديشه كنيم.
در باره خربزه رواست كه امير المؤمنين ٧ آن را چشيده و بد مزه بودند و براى كراهت از آن فرموده براى مردم دوزخ خوب است چنانچه يكى از ماها در باره آنچه بد شماريم گوئيم، و بسا كه برخاستن دود از آن كه دورش افكند براى تصديق آن حضرت باشد و معجزه او باشد.
و اما ذم زمين شورهزار جز همان ذم اهلش مانند «وَ كَأَيِّنْ مِنْ قَرْيَةٍ» الخ معناى معقولى ندارد و مانند همان «وَ كَأَيِّنْ مِنْ قَرْيَةٍ عَتَتْ عَنْ أَمْرِ رَبِّها رسله- ٨٠- الطلاق» ميباشد.
و اما نسبت اعتقاد حق ببرخى جانوران و عقيده باطل و كفر ببرخى ديگر مخالف خرد و ضرورتست زيرا جانوران بيخردند و كامل و مكلف نيستند و چگونه عقيده حق و ناحق يابند؟ و چون در ظاهر روايتى چيزى از اين نشدنيها باشد بايد آن را بدور انداخت يا تفسير درستى كرد كه ما راه آن را نشان داديم.
و اما اينكه خدا از سليمان حكايت كرده كه «اى مردم ما آموختيم زبان پرنده را و بما دادند از هر چيزى و راستى كه اين خود فضل روشنى است ١٦- النحل» مقصود اينست كه از آواز آنها مقصود آنها را ميفهميده بر سبيل معجزه و اما اينكه از مورچه حكايت كرده كه گفت «اى مورچهها بلانههاى خود درآئيد تا پامال سليمان نشويد، ١٨- النحل» رواست كه نشانه اين گفتار از او پديد شده و بديگر مورچهها هشدار داده و آنها را از ماندن در جاى خود ترسانده باشد، و نجات را در گريز بلانهها فهمانده باشد، و بطور مجاز و استعاره سخن را بدو نسبت داده چنانچه شاعرى گفته: