آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٩٩ - باب دوم روباه، خرگوش، گرگ و شير
و براى رافع بن عميره و سلمة بن اكوع هم مانند آن رخداده و در دو صحيح از ابى هريره آمده كه پيغمبر صلى اللَّه عليه و اله و سلم فرمود: دو زن بودند كه دو پسر داشتند و گرگ آمد و پسر يكى را برد و هر يك بديگرى گفت پسر تو را برده و نزد داود ٧ محاكمه كردند و بسود بزرگتر قضاوت كرد و نزد پسرش سليمان ٧ رفتند و باو گزارش دادند و گفت: يك كارد بياوريد تا من آن را ميان شما دو نيمه كنم كوچكتر گفت: نه، خدا رحمتت كند او پسر طرف من است و حكم داد كه از همان كوچكتر است ...
و در تاريخ ابن نجّار است از وهب بن منبه كه در اين ميان كه زنى از بنى اسرائيل كنار دريا جامهاش را مى شست و پسر بچهاش برابرش بود گدائى آمد و او از گرده نانى كه داشت لقمهاى باو داد، و درنگى نشد كه گرگ آمد و پسر بچه را بكام خود ربود و آن زن دنبالش دويد و ميگفت: اى گرگ پسرم پسرم، و خدا فرشتهاى فرستاد تا پسر بچه را از دم او گرفت و بدان زن برگرداند و گفت لقمهاى عوض لقمهاى و در حليه از مالك بن دينار است كه گرگ پسر بچه زنى را گرفت و او يك لقمه صدقه داد و درنده او را انداخت و باو ندا رسيد يك لقمه به يك لقمه.
و گفته: خرگوش جانوريست مانند بزغاله دست كوتاه و پا بلند گفتند: چون دريا را بيند بميرد و از اين رو در كناره درياها يافت نشود و اين نزد من درست نيست، عرب پنداشتند پرى از او گريزد چون حيض بيند چهار جاندار است كه حيض بيند زن، كفتار، شب پره، و خرگوش، و گفته شده ماده سگ هم حيض بيند و از ضرب المثلهاى معروف اينست كه «في بيته يؤتى الحكم در خانه حاكمان آيند» و اين مثل را عرب از زبان جانور ساختند.
گفتند: خرگوشى خرمائى برگرفت و روباه آن را ربود و خورد و با هم ستيزه كردند و نزد سوسمار بمحاكمه رفتند، روباه گفت: اى ابا حسل پاسخش داد:
شنوائى را خواندى گفت نزد تو آمديم تا ميان ما قضاوت كنى، گفت: دادگرى را