آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٣٧ - در اصناف مگس
روايت نسائى و ابن ماجه است كه يك بالش زهر است و يكى درمان چون در خوراك افتد او را بچرخانيد زيرا زهر را پيش دارد و درمان را پس دارد.
خطابى گفته: يكى از بىعقيدهها گفته: چگونه چنين شود، چگونه درد و درمان در دو بال مگس فراهم گردند؟ و چگونه اين را آموخته تا پر درد را پيش دارد و پر درمان را پس دارد، براى چه اين كار را كند؟ خطابى گفته: اين پرسش مردانى نادان يا نادانى بخود بند است زيرا هر كه خود را يابد و طبع هر جاندار را، داند كه ميان گرمى و سردى و رطوبت و خشكى در آنها جمع آورى شده و اينها با هم ضدّند و چون بهم برخورند نابود شوند و بيند كه خدا آنها را بهم الفت داده و وادار باجتماع كرده و نيروهاى جانور را كه زيست و بهى بدانها است از آنها ساخته است سزاوار است كه فراهم بودن درد و درمان را منكر نشود و در دو جزء از يك جانور.
و آنكه بمگس عسل الهام بخشيده تا خانه سازد و هنر عجيب پديد آرد و عسل بسازد در آن، و بمورچه الهام بخشيده تا قوت بدست آرد و پس انداز گزارد براى هنگام نيازش هم او است كه مگس را آفريده و او را رهنموده كه پرى پيش دارد و پرى پس گزارد، چون خدا خواسته آزمايش كند كه پايه پرستش است و امتحان نمايد كه ميدان تكليف است و او را در هر چيز حكمتى است و نمودى و ياد آور نشوند جز خردمندان- پايان- و من در مگس بررسى كردم و با بال چپش كه مناسب درد است خود را پرهيز دهد و بال راست مناسب درمانست و از حديث استفاده شود كه چون در مايع افتد آن را نجس نكند چون خون جهنده ندارد.
و اگر زنبور يا پروانه يا مگس عسل و مانندش در خوراك افتند آيا بايد آنها را در آنها فرو كرد، براى عموم قول آن حضرت صلى اللَّه عليه و اله «و چون ذباب در ظرف يكيتان افتاد» تا آخر حديث و همه اينها در زبان عرب ذباب باشند چنانچه پيش گفته شد و على ٧ هم در باره عسل گفته «چشيده ذبابه است» و گذشت كه همه ذبابها