آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢١٥ - در باره مارها
غائب شوند نخورد، ننوشد و بدنبال خوراك و جز آن نرود و فريادش نبرّد تا بر او برگردد و اگر نابود شود ديگر پس از او هرگز با ماده ديگرى جفت نشود و تا زنده است بر او شيون كند و خوراك سير نخورد و بهمان سدّ رمق اكتفاء كند كه نزديك شود از گرسنگى بميرد و آنگه اندكى خوراك برگيرد.
در كامل و شعب الايمان بيهقى است كه نافع از ابن عباس پرسيد با همه آنچه خداى تعالى از پادشاهى بسليمان ٧ داده بود چه توجهى داشت بهدهد با تن خردش گفت سليمان نيازمند آب شد و زمين براى هدهد چون شيشه بود، ابن ازرق باو گفت بايست اى بافنده چگونه آب را زير زمين بيند و دام را يك انگشت زير خاك نبيند؟ ابن عباس گفت: چون قضا فرو رسد ديده كور گردد.
سپس گفته: درستتر آنست كه خوردنش حرام است، چون پيغمبر از كشتنش غدقن كرده و براى اينكه بدبو است و كرم ميخورد، و گفتند حلال است (حياة الحيوان ٣: ٣٧٣) و گفته: حبارى بضمّ حاء بىنقطه پرندهايست معروف و از همه پرندهها دور پروازتر گردن بلندى دارد، رنگش خاكسترى و نوكش اندازهاى دراز و در حماقت ضرب المثل «حياة الحيوان ١: ١٦٣» و گفته: جغد را ابو كثير گويند و پرندهاى است بزرگتر از گنجشك كه آن را شكار كند، نضر بن شميل گفته: سياه و سفيد است و سر بزرگ و بر درخت باشد نيمى سفيد و نيمى سياه سطبر نوك و چنگال درشت يعنى انگشتهايش بزرگند جز در آشيانه يا درخت ديده نشود و كسى نتواند او را بگيرد، بد دل است و پر نفرت، گوشتخوار است و سوت گوناگون دارد، براى هر پرنده كه خواهد شكار كند بزبان او سوت زند او را بخود بخواند، چون گردش فراهم آيند بيكى يورش برد و نوك سختى دارد چون يكى را نوك زند بيدرنگ پاره كند و بخورد و پيوسته چنين است و اين خوى او است جايش بالاى درختان و سر قلعهها است.
ابو الفرج ابن جوزى در مدهش خود از ابن عباس و ضحّاك و مقاتل آورده كه