آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٩٢ - در باره مورچه
برابرش و شيون ميكرد و پريشان بود فرمود: ميدانى چه ميگويد؟ گفتم: نه، بمن فرمود: ميگويد: مارى ميخواهد بچههايم را در خانه بخورد، برخيز و اين تسمه را بگير و برو در خانه و مار را بكش و برخاستم تسمه را گرفتم و بخانه درآمدم و ناگاه مارى در آن ميچرخيد و او را كشتم.
١١- در فقيه- ٣: ٢٢١-: بسندش از حلبى كه از امام ششم ٧ پرسيد از كشتن مارها، فرمود: هر چه در بيابان يافتى بكش جز جانّ، و نهى كرد از كشتن مارهاى خانگى، و فرمود: آنها را از ترس پىگيريشان وامگذار زيرا يهود در زمان پيغمبر صلى اللَّه عليه و اله گفتند: هر كه مار خانگى را بكشد چنين و چنان شود و پيغمبر صلى اللَّه عليه و اله فرمود: هر كه آنها را از ترس پىگيريشان وانهد از من نيست، و همانا آنها را وانهيم چون زيانى بتو نرسانند، فرمود: بسا در خانههاشان آنها را كشت.
بيان: دميرى گفته: جانّ مار سفيد است و گفتند: مار خرد و جوهرى گفته:
مار سفيد.
فيروزآبادى گفته: ماريست سياه چشم و بىآزار و در خانهها بسيار.
در نهايه- ٢: ١٤٤- گفته: در حديث كشتن مارها است كه: براى اين خانهها عوامريست چون از آنها چيزى ديديد بآنها سه بار اخطار كنيد» عوامر مارهاى خانگى باشند و آن را عامر و عامره گويند كه عمر دراز دارند.
١٢- در تهذيب: بسندش: از امام ششم ٧ كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و اله نهى كرد از اينكه آنچه مورچه بدهان و دست و پايش آورد بخورند.
بيان: نهى بنا بمشهور حمل بر كراهت شده.
دميرى: (آن را مكروه دانسته و حديث ١٢- بسند حافظ ابو نعيم تا رسول خدا را دليل آن آورده) (٢: ٢٦٧- حياة الحيوان).
١٣- در بصائر- ٢٤٥- چاپ تبريز: بسندش از عبد اللَّه بن فرقد كه با امام ششم بمكه ميرفتيم تا به سرف رسيديم كلاغى برابر آن حضرت آمد و بروى وى بنگى زد، فرمود: از گرسنگى بمير تو چيزى ندانى جز ما آن را بدانيم جز اينكه