آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٩١ - در باره مورچه
موش و موش نيست ولى اين نام را دارد، و در بستانها و بيشهها است، و ميگردد بدنبال گياهان زهردار تا آنها را بخورد چون زيانش ندارند، و بسيار بدنبال بيش باشد و موش ذات النطاق موشى است كه نقطههاى سفيد دارد و بالا تنهاش سياه است و آن را بزنى مانند كردند كه كمربند بسته روى دو پيراهن رنگين و بالائى را روى زيرى افكنده- قزوينى چنين گفته:
و اما فاره مشك را جاحظ گفته: دو نوع است:
١- جانوريست در بلاد تبّت كه براى نافش شكار شود، و چون شكارش كنند سرازير بسته شود تا خونش در ناف گرد آيد وانگه سرش ببرند و بسيار كس نزد ما باشند كه آن را بخورند.
٢- موشهاى سياه خانگى كه بوى مشك دهند و مشك ندارند.
و اما فاره شتر را در صحاح گفته، بوى خوش آنها است چون گياه گلدار بچرند و بر سر آب روند و باز آيند و بوى خوشى پراكنده سازند و آن بو را فاره شتر گويند خوردن هر نوع موش حرامست جز يربوع و خوردن دم زده موش مكروه است.
٨- عياشى: از محمّد بن يوسف از پدرش كه پرسيدم از ابى جعفر ٧ از قول خدا «و وحى كرد پروردگارت به زنبور عسل» فرمود مقصود الهام است.
٩- در كافى-: ٢٤٦- بسندش از امام هفتم ٧ كه قحطى سختى در عهد سليمان بن داود ٧ دچار مردم شد و باو شكوه كردند و از او خواستند كه براشان باران خواهد، بآنها گفت: نماز بامداد را كه خواندم ميروم، و چون نماز بامداد را خواند رفت و آنها هم رفتند، و چون ميان راه بودند ناگاه مورچهاى ديدند كه دو دست بآسمان برآورده و دو پا بزمين نهاده و ميگويد: بار خدايا ما از آفريدههاى توايم و بىنياز از روزى تو نيستيم ما را بگناه آدميزاده نابود مكن فرمود: سليمان گفت: برگرديد كه براى جز خود سيراب شديد، و بارانى در آن سال بدانها باريد كه مانندش را نديده بودند.
١٠- در خرائج: از سليمان جعفرى از امام رضا ٧ كه گنجشكى افتاد