آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٦٠ - دنبالهايست كه سود بزرگى دارد
از آنها گواهند كه اين جانوران را زبانى گويا است و واژهها كه مقصود را بفهمانند و بمنزله زبان عجمى باشند از عربى كه زبان هم را نفهمند.
و گواهش فرموده خداست در حكايت از سليمان ٧ «ايا مردم زبان پرنده را آموخته شديم و بما دادند از هر چيز، راستى كه اين خود فضل روشنى است، ١٦- النمل» و خدا سخن مورچه را هم نقل كرده و هم سخن هدهد و احتجاج او را.
پاسخ و اين مسائل را بما منت نهد بدان چه در اين باره دارد كه ثواب برد ان شاء اللَّه و باللَّه التوفيق و سيد- ره- پاسخ گفته كه ميزان اعتقاد ما در نفى و اثبات دليل قطعى است و بايد ظاهر اخبارى كه خلاف آنست بدان برگردانيم و با آن بسنجيم و از يك راهى با آن هم آهنگ سازيم چنانچه ظاهر قرآن كه صحت آن قطعى است عمل ميكنيم تا چه رسد باخبار آحاد كه مايه يقين نيستند و هر خبرى را بايد بميزان دليل قطعى سنجيد و با آن موافق كرد و اگر نشود آن را ترك كرد، و همين جمله براى انديشمند بس است.
و رواست كه منظور از نكوهش اين گونه پرندهها از اينكه بر خلاف ستايش خدا گويايند و اولياء او را نكوهش كنند و كم شمارند، نكوهش كسانى باشد كه آنها را بدست آرند و با آنها پيوندند و آنانند كه با مهرورزى و سرگرمى باين جانوران بر خلاف ستايش خدا گويايند و اولياء و دوستان خدا را نكوهش كنند و گفته آنها را باين جانوران بسته براى مجاورت و نزديكى بدانها و بر سبيل مجاز و استعاره.
چنانچه خدا در قرآن پرستش را بقريه وابسته و جز اين نيست كه منظور اهل قريه است و چنانچه فرموده «و چه بسيار قريه و آبادى كه از فرمان پروردگارش و رسولان او سرپيچى كرد و ما بسختى بحسابش رسيديم و او را شكنجهاى منكر داديم و چشيد و بال كار خود را و سرانجامش زيان گرديد، ٨ و ٩- الطلاق» و در همه اين جملهها كلمهاى محذوف است و در ظاهر فعل را بچيزى نسبت داده كه در حقيقت از آن جز او است، و وصف برخى پرنده بمدح و ستايش