آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٣٠٤ - باب سوم و آهو وحشيان ديگر
باب سوم و آهو وحشيان ديگر
١- در اختصاص- ٢٩٩- بسندى از امام پنجم ٧ كه در اين ميانه كه على بن الحسين ٧ بهمراه اصحابش بود ناگاه آهوئى از بيابان آمد تا برابرش ايستاد و حمحمه كرد. يكى از آن مردم گفت: يا ابن رسول اللَّه اين آهو چه ميگويد؟
فرمود: ميگويد: كه فلان كس قرشى ديروز بچه نوزادش را گرفته و راستش كه از ديروز هيچ باو شير نداده.
آن حضرت نزد آن قرشى فرستاد كه آن بچه آهو را نزد من بفرست، و او فرستادش و چون مادرش او را ديد بنگى كرد و دستها بزمين زد و آنگه از او شير خورد و على بن الحسين او را بمادرش بخشيد و چون او سخنى گفت، و او هم حمحمه كرد و دو دست بر زمين زد و رفت بهمراه بچهاش، گفتند، يا ابن رسول اللَّه چه گفت: فرمود: بدرگاه خدا براى شما دعا كرد و مزد نيك خواست.
گويم: مانند آن بچند سند در باب معجزات گذشت.
٢- در محاسن- ٤٧٢- از سعد بن سعد كه از امام رضا ٧ در باره آمص پرسيدم فرمود: آن چيست؟ و خواستم تا شرح دهم، فرمود: گورهخرها نيستند؟ گفتم: چرا فرمود: آن را با سركه و خردل و ادويه نميخوريد؟ گفتم: چرا فرمود: باكى ندارد بيان: در قاموس گفته: آمص و آميص خوراكى است كه از گوشت گوساله در پوست آن ميسازند يا آبگوشت سكباج سرد كرده و روغن گرفته است و معرب خامير است، و شايد كه آنها اين غذا را از گوشت گورهخر ميساختند و در يك نسخه بجاى يحامير «خامير» آمده و آن با سخن فيروزآبادى مناسبتر است و ظاهر عنوان در محاسن مناسب همان تعبير يحامير است، آنجا كه گفته، در گوشت آهوها و يحامير و تنها همين روايت را آورده و جمع ميان ظباء و خامير مناسب نيست و سخن در حلال بودن گوشت آهوها در بابهاى آينده بپايد