آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٤٧ - باب چهاردهم جغد
اينست كه چون برگ درخت بيند بدو خورد و بترسد و از پرواز بماند و بحماقت موصوف است، از اين رو چون باو گويند: «اطرق كرا: سر بزير بخواب» بزمين چسبد.
باب چهاردهم: جغد
١- در كامل الزياره: ٩٩-: بسندش از حسين بن ابى غندر كه شنيدم امام ششم ٧ ميفرمود: در باره جغد كه آيا كسى از شماها او را روزها ديده است؟
باو گفته شد در روز بسا ديده نشود و جز در شب آشكار نگردد، فرمود: هلا پيوسته در آبادانى منزل داشت و چون حسين ٧ كشته شد با خود سوگند خورد در آبادانى مأوى نكند هرگز و مأوى نگيرد جز در ويرانه، و پيوسته روزها روزه است و اندوهگين تا شب او را فرا گيرد و چون شب برود درآيد پيوسته بنالد بر حسين ٧ تا بامداد كند.
٢- و از همان: بسندى از حسين بن على بن صاعد بربرى نگهبان قبر امام هشتم ٧ كه پدرم گفت: نزد امام هشتم ٧ رفتم و بمن فرمود: مردم چه ميگويند؟ گويد: گفتم: قربانت آمديم از شما بپرسيم، فرمود: اين جغد را ميبينيد در زمان جدم رسول خدا صلى اللَّه عليه و اله در خانهها و كاخها بود و چون مردم غذا ميخوردند پر ميزد و در برابر آنها مىافتاد و خوراك برايش مىانداختند و مىنوشيد و بجاى خود برميگشت، و چون حسين بن على ٧ كشته شد از آبادانى بويرانه و كوهها و بيابانها رفت و گفت: چه بد امتى باشيد شما كشتيد پسر پيغمبر خود را و من شما را بر خود امين ندانم.
٣- و از همان: بسندش از مردى كه امام ششم فرمود: راستى جغد روزه دارد روز را و چون افطار كند ديوانه حسين ٧ باشد و اندوه خورد تا بامداد.
٤- در كامل الزيارة: بسندش از حسن بن على ميثمى كه امام ششم ٧ بمن فرمود: اى ابا يعقوب هرگز جغدى را ديدى در روز آواز دهد و بگردد؟ گفتم نه