آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٠٠ - در باره مورچه
خدا تعالى بناچار سزاى درد كشتن را از كشنده بگيرد، و گويا گرد عرش تظلم كرده و حق را گرفته، و رواست حقيقت باشد و خدا او را بزبان آورد و گرد عرش تظلم كند و اين لطف است براى هر كه آن را شنود.
و در حديث است كه شكار بىهدف درست زشت است و هم شكار كردن براى سرگرمى و بازى، و حديث دلالت دارد كه همه جانداران از وحوش و پرنده محشور شوند، و اثبات سزا كند، و سود حديث بزرگداشتن ستم است و آگهى بر اينكه خدا تعالى آن را ناديده نگيرد و گرچه بگنجشكى باشد، راوى حديث انس بن مالك است.
٣٥- درّ منثور- ج ٤ ص ٣٣٠- از خالد كه چون نوح هر چه را در كشتى برداشت كژدم آمد و گفت: اى پيغمبر خدا مرا هم با خود بردار، فرمود: نه، تو مردم را ميگزى و آزار ميكنى، گفت: نه، مرا با خود بردار و خدا را ضامن بدهم كه هر كه امشب بر تو صلوات فرستاده نگزم.
٣٦- در قرب الاسناد- ٤١- بسندى از مسعدة بن زياد كه شنيدم امام صادق ٧ در پاسخ پرسش از كشتن مارها و مورچه در خانه كه آزار دهند فرمود:
باكى ندارد آزار كن آنها را بكشيد و بسوزانيد، ولى مارهاى خانگى كه عوامر البيوت باشند نكشيد، و آنگه فرمود: يك جوان انصارى كه روز احد با رسول خدا صلى اللَّه عليه و اله و سلم نبرد رفت و زنى زيبا داشت، از خانه بيرون بود و چون برگشت ديد زنش از در خانه برآمد و چون ديدش نيزه بسوى او كشيد، و او گفت مكن ولى درون خانهات برو ببين چه در خانه تو است.
آن جوان درآمد و ناگاه ديد مارى بر بسترش چرخيده و آن زن گفت: همين است كه مرا بدر كرده، نيزه را بسر مار فرو كرد، و آن را آويزان كرد و آن مار بخود مىپيچيد، و اويش مينگريد، و در همين ميان آن جوان بزمين افتاد و گردنش شكست، و برسول خدا گزارش دادند، و آن روز از كشتن آنها غدقن كرد.