آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٤٥ - باب هشتم حق مركب بر صاحبش و آداب سوار شدن و بار كردنش و برخى نوادر
شدم، تا آخر حديث.
در محاسن برقى از ابى فضاله مانندش را آورده.
باب هشتم حق مركب بر صاحبش و آداب سوار شدن و بار كردنش و برخى نوادر
١- در خصال (ج ١ ص ١٦٠): بسندش تا رسول خدا صلى اللَّه عليه و اله كه دابّه بر صاحبش شش حق دارد: چون بمنزل رسد نخست او را خوراك دهد و او را سر آب برد چون بدان گذرد، و بر چهره او نزند كه پروردگارش را تسبيح كند، و پشت او توقف نكند مگر در جبهه جهاد در راه خدا عزّ و جلّ، بيش از توانش بر او بار نكند و او را براه نبرد.
٢- در فقيه ج ٢ ص ١٨٧ ط نجف: بسندش مانندش را آورده.
تبيان: ابتداء بخوراك دادنش گويا بر وجه استحباب است گر چه اصل خوراك باندازه قوت لا يموت يا باندازه متعارف واجب است بنا بر اظهر و همچنان عرضه او بر آب هر گاه گذرد مستحب است اگر نداند كه زيانش رساند چون دابه داران گمان برند كه زيان دارد برايش گر چه برخى اوقات واجب باشد و اصل آب دادن به يك وجهى واجب است، و نزدن بر روى او گويا كراهت دارد زدنش چنانچه تعليل بدان اشاره دارد و گر چه احوط ترك است، و اينكه فرمود: او تسبيح گويد.
والد- قد- گفته: يعنى چهرهها بزبانى كه در آنها است تسبيح گويند يا اينكه چهرهها بر وجود صانع و توانائى و دانش و اوصاف كمال ديگرش بيشتر دلالت دارند چنانچه بر كسى كه در كتب تشريح بنگرد نهان نباشد، يا تسبيح ويژه چهرهها است كه ما ندانيم، و ممكن است مقصود تسبيح خود دابه باشد و نام رو را برده چون زيان و اهانت در آن بيشتر باشد، يا براى آنچه گذشت كه تسبيح باندام رو است