اخلاق اسلامی (ترجمه جلد 15 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٦٦ - باب سوم در سرشت مؤمن و تولدش از كافر و بر عكس و برخى اخبار ميثاق زياده از آنچه در كتاب توحيد و عدل گذشته
همين است مقصود از اينكه فرمود: از يك ديگر برون آورد زيرا مؤمن از پشت كافر بدر آيد و كافر از پشت مؤمن. و تفسير آميزش بآميزش بدنها با هم و كسب اخلاق از هم پر دور است و بقولى مقصود از اينكه آنها را از يك ديگر بر آورد اين است كه چون دو سرشت با هم سودند آنها را از هم جدا كرد و بهشتى را از سرشت بهشتى آفريد و دوزخى را از دوزخى ...
١١- كافى (ج ٢ ص ٥): بسندش از امام صادق ٧ كه خدا عز و جل چون خواسته آدم را آفريند ساعت يكم روز جمعه جبرئيل را فرستاد و با دست راستش مشتى بر گرفت از آسمان هفتم تا آسمان دنيا و از هر آسمانى تربتى دريافت و مشت ديگرى بر گرفت از زمين هفتم بالا تا زمين هفتم فرودين دور دست و خدا عز و جل به كلمه خود فرمود: تا مشت نخست را با دست راستش بر گرفت و مشت ديگر را با چپش و آن گل را بدو پاره شكافت و از مايه زمينى بخشى فشاند و از آسمانى بخشى، و بدان كه در دست راستش بود فرمود از تو پيمبران و اوصياء و صديقان و مؤمنان و سعادتمندان و هر كه را ارجمند خواهم آفرينم و آنچه خدا فرمود براشان بايست شد، و بدان كه در دست چپش بود فرمود: از تو جباران و بت پرستان و كافران و سركشان و هر كه خوارى و شقاوتش را خواهم آفرينم و همچنان كه فرمود براشان بايست شد.
وانگه هر دو سرشت با هم آميخته شدند و اينست تفسير قول خدا عز و جل:
(خدا شكافنده دانه است و هسته ٦٥- الانعام) و دانه سرشت مؤمنانست كه مهر بار است و هسته سرشت كافران دور از هر نيكى و همانا نوى بمعنى هسته ناميده شده براى آنكه از هر نيكى بدور است و بر كنار و خدا عز و جل فرمود «برادر زنده از مرده و مرده از زنده» و زنده آن مؤمن است كه از سرشت كافر آيد و مرده كه از زنده برآيد كافرى كه از سرشت مؤمن در آيد و زنده مؤمن است و مرده كافر كه خدا فرمود: آيا آنكه مرده است و زندهاش كرديم (١٢٢- الانعام) و مرگش آميزش با سرشت كافر