اخلاق اسلامی (ترجمه جلد 15 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٦٤ - باب سوم در سرشت مؤمن و تولدش از كافر و بر عكس و برخى اخبار ميثاق زياده از آنچه در كتاب توحيد و عدل گذشته
آن را در نطفه پرتاب كند تا برحم برود و از آن آفريند و آن پيمانست، اينكه فرمود:
خدا را در آنها خواستى است در باره مستضعفين است و عمومش براى هر سه گروه دور است.
٩- در كافى (ج ٢ ص ١٤): بسندش از امام صادق ٧، در بهشت درختى است بنام مزن چون خدا خواهد مؤمنى آفريند قطرهاى از آن چكاند و بسبزهاى و ميوهاى نرسد كه از آن مؤمنى يا كافرى بخورد جز كه خدا عز و جل از پشت او مؤمنى بر آورد.
بيان: در قاموس است كه مزن بضم ابر يا ابر سفيد يا ابر باران دار پايان و گويا نامگذارى براى هماننديست.
بقولى: اين حديث هم مناسب است با آنچه گفتند كه طينت همان مايههاى نخست در آميخته است كه در همه اطوار گوناگون آفرينش هستند مانند نطفه و مايههاى بيش از آن از گياه و خوراك و پس از آن از علقه و مضغه و مزاج آدمى پذيراى نفس ناطقه تدبيركننده مناسب است با آنچه گفته شد از اينكه مقصود از طينت سرشت بهشتى است زيرا كه آن پرورش يابد بدين قطره چنانچه با آب شيرين پيش گفته و خلاصه آفرينش او از سرشت بهشت و آميختنش با آب شيرين گوارا در آغاز و پرورش بآب مزن دوباره از لطف خدا است بمؤمن تا ببالاترين پايه قرب رسد- پايان.
يكى از محققان تأويلچى گفته: بهشت جبروت و ملكوت دارد و مزن كه ابر است آب رحمت وجود و كرم و ابر بارنده و فراوانى و دشت دارد و چون هر قطره باران صورتى دارد و ابرى كه از آن چكد در عالم ملك صورت دلبرى دارد كه از آن چكد در عالم ملكوت و جبروت و چنانچه سبزى و ميوه پروريده صورت مادى او است همچنان پروريده صورت ملكوتى و جبروتى او است كه از ذكر خدا و درخت مزن بهشتى آفريدهاند و چنانچه پيش از خوردنشان از آن پرورش يابند پس از خوردن هم در تن خورنده از آن پرورش گيرند زيرا تا به صورت عضو در نيامده در جريان