اخلاق اسلامی (ترجمه جلد 15 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٨٧
بيان: پيشانيها و زانوهاشان را جابجا مينهادند، يعنى پيشانيهاشان را بخاك مينهادند پس از آنكه زانوشان را بخاك مينهادند يا پس زانوشان، مىآوردند يكى را بدنبال ديگرى، اين نزديك بمعنى مراوحه است كه در جز اين خبر وارد است، و بقولى يعنى ميان نشستن و سجدهشان خلاف ميكردند و سجدهشان درازتر بود از نشستن آنها.
وانگه بدان كه (ركب زانوان) بسا بمقصود نشستن باشد چنانچه بيشتر فهميدند، يا بمعنى ركوع باشد كه دست بر آن نهند، يا ايستادن كه بر آن اعتماد كنند، و معنى آخرى سازگارتر است با آنچه گذشت.
گويا ناله دوزخ در گوش آنها است كه بطاعت تمرين كنند و بشب زنده دارى عبادت نمايند، براى اينكه علم آنها باحوال بهشت و دوزخ بمرتبه عين اليقين رسيده ...
ميلرزيدند و پريشان ميشدند و بجنبش مىافتادند و لرز ميكردند از ترس، و اين گوشهاى دارد بقول خدا (٢- الانفال) همانا مؤمنها آنانند كه چون ذكر خدا شود بهراسد دلهاشان ...
گويا آن مردم، بسا مقصودش گروه حاضر يا مردم زمان او باشند كه از بىتوجهى بأمور آخرت و سرگرمى بدنيا گويا شب گذراندند و غافل و بيخبر، و در نسخه است كه (مردند) يعنى بسبب غفلت مردگانند نه زندهها.
و بسا مقصود همان مردمى باشند كه آنها را ستود كه چون نزد آنها نام خدا برند از ترس بلرزند كه گويا شب خود را غافل گذراندند، و عبادت خدا نكردند، و مؤيد معنى يكم است آنچه در روايت مفيد خواهد آمد.
٦٤- كافى (ج ٢ ص ٢٤٠) بسندش از امام صادق ٧ كه على بن الحسين ٨ بسيار ميفرمود: راستى شناخت كمال دين يك مسلمان اينست كه سخن بيهوده كه سودش ندارد نگويد، و كمى جدال او در مسائل دين و بردبارى و شكيبائى و خوش خلقى او.