اخلاق اسلامی (ترجمه جلد 15 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٧١
با جز آن تركيب گردند (شرح نهج ابن ميثم بحرانى ص ٣٦٤- ٣٦٩).
٥١- امالى شيخ صدوق (ص ٣٤٠): بسندش تا امام صادق ٧ كه مردى از ياران امير مؤمنان بنام همام كه عابد بود برخاست و گفت: اى امير مؤمنان پرهيزكاران را برايم وصف كن و مجسم ساز تا گويا بدانها نگرم، و آن حضرت ٧ از پاسخ گرانى كرد وانگه فرمود: واى بر تو اى همام از خدا بترس و نيكوكار باش، زيرا خدا با آنانست كه پرهيزكارند و آنان كه احسانكنندهاند.
همام گفت: از تو خواهش دارم بدان كه ارجمندت داشت بهر چه مخصوص تو است، و بتو بخشيد، و برتريت داد بدان چه بتو داد و بخشيد كه آنها را وصف كنى برايم، و امير مؤمنان روى دو پا ايستاد و خدا را سپاس گفت و ستود و رحمت بر پيغمبر و خاندانش فرستاد وانگه فرمود:
اما بعد، راستش خدا عز و جل آفريد خلق را و هنگام آفرينش از طاعت آنها بىنياز بود و از نافرمانيشان آسوده، زيرا زيانش ندارد نافرمانى هر كس و سودش ندارد طاعت هيچ كس.
زندگى آنان را ميانشان بخش كرد، و هر كدام را بدان جا كه بايدش جا داد، و همانا آدم و حوا ٨ را از بهشت فرود آورد براى آنچه كردند، نهى كردشان و خلاف كردند، و فرمانشان داد و نافرمانى كردند.
پس پرهيزكاران در آن همان دارندههاى فضائلند، گفتارشان درست است، و جامهشان ميانهرو، و راه رفتنشان تواضع، خاشعند در فرمانبرى خدا عز و جل پس دست از دنيا شستند (پس مبهوت شدند خ ب). و آنان چشم بر هم نهادهاند از آنچه خدا بر آنها حرام كرده.
گوشهاى خود را وقف دانش كردند، و خود را در بلاء وادارند چنانچه در رفاه و خوشى براى رضاى بقضاى خدا، و اگر نبود عمر سرنوشت، جانشان يك چشم بر هم زدن در تنشان نميماند از شوق بثواب و خوف از عقاب، آفريننده در چشم آنها بزرگ