اخلاق اسلامی (ترجمه جلد 15 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٥٢
شكر خدا است، و صبح كند و همتش ذكر است.
شب گذراند در حذر كردن، و صبح كند شادمان، خدا از آنچه بايدش از بيخبرى و شادى بدان چه رسدش از فضل و رحمت الهى، اگر نفسش سركش باشد در آنچه بد دارد، نياز او در آنچه خواهد بر نيارد، چشم روشنى او در نعمت بىپايانست، و زهدش در آنچه نميماند، دانش را ببردبارى آميخته و گفتار را بكردار بينى كوتاه آرزو است و كم لغزش، دلش ترسان، و نفسش قانع است، كم خوراك و كارش آسانست دينش محفوظ، و شهوتش مرده است، و خشمش فرو خورده، خير او را آرزو دارند، و از شر او آسودهاند.
اگر ميان غافلان باشد او را از ذاكران نويسند، و اگر در ذاكران او را از غافلان ننويسند، بگذرد از آنكه ستمش كند، و ببخشد بآن كه محرومش سازد، و پيوندد بدان كه از او ببرد، دشنام از او دور است، و گفتارش نرم و هموار، زشتى و زشتكارى از او نهانست، و احسان و كار خوب او عيان، خير او رو آورده و شر او پشت داده و رفته.
در لرزشها باوقار است، در بد آمدها شكيبا، در خوشى و رفاه پرشكرگزار، ستم نكند بر آنكه دشمن دارد و گناه نكند براى آنكه دوستش باشد.
بحق اعتراف كند پيش از آنكه بر او گواهى دهند، ضايع نكند آنچه را بايد نگهدارد، و فراموش نكند آنچه بيادش بايد كسى را بنام بد نخواند، و بهمسايه زيان نزند، و به آسيبها كه بيند سرزنش نكند، و در باطل در نيايد، و از حق بدر نشود، اگر خموش ماند اندوه از خموشى ندارد، و اگر خندد قهقهه نزند، اگر بدو تجاوز شود و ستم گردد شكيبا باشد تا خدا براى او كين كشد و انتقام جويد.
خود را در رنج دارد، و مردم از او در آسايشند، خود را براى ديگر سرا در رنج افكند، و مردم را از خود آسوده سازد، از هر كه دورى كند براى زهد در دنيا و پاكى از آلودگى باشد، و بهر كه نزديك شود نرمش و مهرورزى دارد، دور كردنش از