اخلاق اسلامی (ترجمه جلد 15 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٥١
دستگير كرد و ببهاى جانشان از آن آزاد شدند.
شب بر سر گام استوارند، اجزاء قرآن خوانند، و آن را شمرده و روشن ادا كنند، و با آن خود را در اندوه آخرت كشند، درمان درد خود را از آن فراهم آرند، چون بآيهاى رسند كه مشوق است بدان براى طمع در ثواب اعتماد كنند، و جانشان از شيفتگى بسوى آن سر كشد، و برآيد، و پندارند، جلو چشم آنها آماده است و چون به آيهاى رسند كه در آن بيم و ترساننده است با گوش دل آن را بشنوند و پندارند، شيهه و فرياد دوزخ در بن گوش آنها است.
كمر خم دارند و پيشانيها و پشتها و زانوها و سر پاها را بر خاك نهند، و از خدا تعالى آزادى خود را از دوزخ بجويند.
اما در روز بردبارانند، دانشمندانند، نيكوانند، پرهيزكارانند، ترس خدا چون چوبه تير آنها را تراش داده و گوشت تنشان را آب كرده در چشم بيننده بيمار آيند، و در آن مردم بيمارى نيست.
و بيننده گويد: پريشان دلند و در آنها پريشانى دل از امريست بزرگ كه خدا و ديگر سراست، از كردار خود اندك نپسندند، و بسيار هم بچيزى نشمارند، آنان نزد خود تهمت زدهاند، و از كردار خود نگرانند، و چون يكى از آنها را ستايند و پاكيزه از گناه دانند، از آنچه در باره او گفته شود بترسد و گويد من خود را از ديگرى بهتر شناسم و پروردگارم بمن از خود من داناتر است.
پروردگارا بدان چه گويند مرا مگير، از آنچه پندارند بهترم ساز و آنچه را از كردار بدم ندانند بيامرز.
نشان يكيشان اينست كه در او بينى قوه در دين، و خرم در نرمش، و ايمان در يقين، و حرص در دانش و دانش در بردبارى، ميانه روى در توانگرى، و خشوع در عبادت، و جمال نمائى در ندارى، و شكيبائى در سختى، و جويائى حلال و نشاط در رهنمائى، خود دارى از طمع، كارهاى خوب كند و ترسانست، شام كند و همتش