اخلاق اسلامی (ترجمه جلد 15 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٤٩
سنگين و با وقار است در لرزشها، قانع است بدان چه داده شده، مصائب بر او بزرگ نيايند، و بر هيچ دشمنى ستم نكند، و در باره دوستى گنهكار نشود، و مردم از او در آسايشند، و خودش از خود در سختى است.
٤٩- نهج البلاغه (ج ٢ ص ٢١٤ شماره ٢٨٩ حكم) در زمانى كه گذشت برادرى داشتم در راه خدا و او را در چشمم بزرگ ميكرد خردى دنيا در ديد او، زير فرمان شكمش نبود، آنچه نيافتى نخواستى، و از آنچه يافتى پر نخوردى، بيشتر روزگارش خاموش بود، اگر گفتى گويندهها را سرآمد بودى و تشنگى پرسندهها را فرو نشاندى، و ناتوانى بود كه ناتوان شمرده ميشد، و چون روز كوشش ميرسيد چون شير بيشه بود و چون مار گزنده بيابان.
حجتى بميان نمىآورد تا داورى باشد، از كسى سرزنش نميكرد در آنچه عذر پسند بود تا عذر او را بشنود، از دردى شكوه نميكرد جز پس از بهبوديش، و هميشه آنچه را ميكرد بزبان مىآورد، و نمىگفت آنچه نميكرد، و اگر در گفتار شكست ميخورد در خاموشى از همه پيش بود و بىشكست، و پيوسته براى شنيدن حريصتر بود تا براى گفتن، و هميشه چون در برابر دو پيشامد بود نگاه ميكرد هر كدام هوسناكتر بود مخالف آن بود.
بر شما باد بدين اخلاق، بدان بچسبيد و در آنها با هم رقابت كنيد، و اگر نتوانيد بدانها دست يابيد بدانيد كه بر گرفتن اندك بهتر است از ترك همه كه بسيارند.
فرمود: ايمان بندهاى باور نشود تا بدان چه در دست خدا است اعتمادش بيشتر باشد از آنچه خود دارد.
فرمود (ع) نشانه ايمان اينست كه راستى با زيان برگزينى بر دروغ سود بخش و اينكه نباشد در بازگوئى تو فزونى بر آنچه دانى، و اينكه از خدا بترسى در بازگوئى از ديگرى.
٥٠- نهج البلاغه (ج ١ ص ٤١٩ عبده مصر):