اخلاق اسلامی (ترجمه جلد 15 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ١٨٨ - باب دوازدهم سختى گرفتارى مؤمن و علت آن و فضيلت بلا
تا خدا را برخورند هنگام برخوردش و حسنهاى نباشد كه از او اجرش خواهند و آنها را دوزخ فرمايد.
و از او ٧ كه هر چه ايمان بنده فزايد زندگى بر او تنگ آيد ...
٥٥- بشارة المصطفى (ص ١٠) بسندش از منهال بن عمرو كه با امام باقر ٧ نشسته بودم كه مردى نزد آن حضرت آمد و بر او سلام كرد و پاسخش داد و آن مرد گفت:
حال شما چونست؟ و آن حضرت فرمود: آيا وقت آن نرسيده كه بدانيد حال ما چونست همانا نمونه ما در اين امت نمونه زادههاى اسرائيل است (در مصر فرعون) پسرانشان را سر ميبريدند و زنانشان را (براى خدمت) زنده ميداشتند هلا اينان هم پسران ما را سر برند و زنان ما را زنده دارند، عرب پنداشتند برترى دارند بر عجم، عجم گفتند: چرا؟
گفتند: چون محمد ٦ از ما است و عرب است گفتند: راست گفتيد، قريش پنداشتند برترى دارند بر ديگر عرب، ديگر از عربها گفتند: چرا؟ گفتند: چون محمد از قريش است، و گفتند: راست گفتيد.
اگر آنها راست گفتند پس ما برتر مردميم چون نژاد محمد و خاندان او و خاصان او و عترت او، و ديگرى در اين باره با ما شريك نيست آن مرد گفت: بخدا من شما خاندان را دوست دارم فرمود: پس آماده بلا باش، بخدا كه آن شتابانتر است بسوى ما و شيعه ما از سيلاب در وادى، و بلا بما آغاز شود وانگه بشما و خوشى بما آغاز شود وانگه بشماها.
٥٦- جامع الاخبار: از پيغمبر ٦ كه دنيا زندان مؤمن است و بهشت كافر، فرمود: اگر مؤمن در سوراخ موشى باشد برپا دارد خدا در آن كسى كه آزارش دهد، فرمود: مؤمن كفاره ده است.
و از پيغمبر است كه نباشد در دنيا مؤمنى جز كه همسايهاى دارد كه او را آزارد.
و فرمود ٦: نبوده و نباشد و نخواهد بود پيغمبرى يا مؤمنى جز كه خويشى دارد كه او را آزارد يا همسايهاى كه او را آزارد.
٥٧- اختصاص (ص ٣٠) بسندش از فضيل كه شنيدم امام صادق ٧