اخلاق اسلامی (ترجمه جلد 15 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ١٨٧ - باب دوازدهم سختى گرفتارى مؤمن و علت آن و فضيلت بلا
است و گر نه جانش را آسان گيرم، تا نزد من آيد بىحسنه وانگه بدوزخش برم.
و از امام صادق ٧ كه خدا تبارك و تعالى با بلا، بنده خود را وارسد، يا بيمارى تنش، يا آسيب در اهل يا مالش، يا آسيبى از آسيبهاى دنيا تا او را بدان ثواب دهد.
و فرمود ٧: مؤمنى نباشد جز كه در هر چهل روز با بلا يادآورى شود، در مال يا جان يا فرزندش تا اجر برد، يا اندوهى بيند كه نداند از كجاست؟ و از آن حضرت ٧ كه در بهشت مقامى است كه بنده بدان نرسد جز ببلا در تنش و از ابى جعفر ٧ كه موسى بيرون آمد و بمردى اسرائيلى گذر كرد، و او را با خود برد تا ظهر شد و با او فرمود: بنشين تا نزد تو آيم و خطى بر او كشيد، و سر بآسمان برداشت و گفت:
من يار خود را بتو سپردم كه بهتر امانت دارى، وانگه رفت، و خدا با او راز گفت بدان چه خواست وانگه پيش يارش برگشت، و بناگاه شيرى بر او حمله برد و شكمش دريد و رگهاى گوشتش بريده و خونش نوشيده ... موسى سر برآورد و گفت:
پروردگارا بتو سپردمش كه بهتر امانت دارى، و تو بدترين سگهاى خود را بر او چيره كردى تا شكمش دريد و رگهاى گوشتش بريد، و خونش نوشيد، فرمود: اى موسى يارت مقامى در بهشت داشت كه بدان نميرسيد جز بدان چه با او كردم- بنگر- و پرده برداشتند و موسى مقام شريفى ديد و گفت: پروردگارا خشنودم.
و از امام كاظم ٧: مؤمن نباشيد تا بلاء را نعمت شماريد، و خوشى را محنت زيرا صبر در بلا بزرگتر است از غفلت در خوشى.
و بروايتى تا رسول خدا ٦ كه چون مؤمن آلوده بگناه شود گرفتار فقر گردد اگر همان كفاره گناهش باشد فبها و گر نه بيمار شود، و اگر همان كفاره گناهش گردد فبها و گر نه دچار ترس از سلطان شود كه او را دنبال كند، و اگر همان كفاره گناه او گردد فبها و گر نه جانش بسختى گرفته شود تا خدا را برخورد هنگام برخوردش بيگناهى كه بر او دعوى كند، و او را ببهشت برد و جان گرفتن بر كافر و منافق آسان گردد