اخلاق اسلامی (ترجمه جلد 15 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٢١٩
بمعنى پاكى است، و نصيحت براى خدا اعتقاد درست بيگانگى او و خلوص نيت در پرستش او است، و نصيحت قرآن باور داشتن او و عمل بر او است، نصيحت رسول خدا ٦ باور داشتن پيغمبرى او و فرمانبرى از او است، و نصيحت پيشوايان فرمانبرى آنها است در آنچه راست باشد، و نصيحت عموم مسلمانان ارشاد آنها است بمصالحشان. پايان.
و باز ايستادن در شهوت خود از آنچه خدا غدقن كرده، و پارسائى از خواهش خود در آنچه شبه دارد.
حرص در جهاد و نبرد با دشمن دين و با نفس سركش كه جهاد اكبر است و در عبادت و در نسخهاى حرص در كوشش.
و نماز با كار دنيا كه خدا فرموده (٣٧- النور) مردانى كه باز ندارد آنها را بازرگانى و نه فروش از ذكر خدا و برپا داشتن نماز، و بروايتى از امام صادق ٧ در تفسير اين آيه كه بازرگان بودند و چون نماز ميرسيد آن را رها ميكردند و بنماز ميرفتند، و ثوابشان بيش از آنها بود كه كار بازرگانى نميكردند، و بقولى مقصود ذكر خدا است در هر كار و آن دور از ظاهر است.
نه فظ و نه غليظ: فظ تندخو در گفتار و كردار، و غليظ سخت دل كه خدا فرموده (١٥٩- آل عمران) اگر بودى تندخو و سخت دل ميپاشيدند از گرد تو. و گويد:
نيروى خشمش در حال ميانه است، نه سستى دارد كه تفريط است و نه سختى كه افراط.
پيشى نگيرد از او چشمش و مهار آن را دارد و ننگرد جز بچيزى كه رواست و زيان دنيا و ديگر سرا ندارد.
و شكمش او را رسوا نكند كه دنبال دزدى و ستم برود براى شكم، و بقولى نطلبيده بر سر خوراك ديگران رود.
مردم را مقصد دنيا است از عزت و افتخار و مال و او هم ديگر سرا دارد كه از آنچه مقصد مردم است او را باز داشته.