اخلاق اسلامی (ترجمه جلد 15 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ١٥٥ - باب يازدهم در اينكه مؤمن دو دسته است
دوستى و برادرى دارند يا شامل ديگران هم كه اظهار دوستى كنند مىشود.
مقصود از برادران مورد اعتماد، مردمان درست و راستگو و امانت دارند و مورد وثوق و يك دل كه برون و درونشان يكى است، و اخوان خوش معاشرت آنانند كه چنين نباشند ولى براى رفع هراس تنهائى يا صلاح زندگى يا تقيه با آنها خنده رواست و در گفتگو، و از همدمى با آنها بهره برد و جلو زيان خود را بگيرد كه چون دستند و بازوى كمك كار و مايه تحصيل مال با دادن كمك و آماده كردن وسائل كار سودمند و چون ببرادرت اعتماد دارى مال و جانت را در راهش بده و هنگام نياز او مال خود را باو بده چه خواهد و چه نخواهد و با تن خود باو خدمت كن و بكردار و گفتار جلو آزار او را بگير.
و دوست يك دل دوست او باش و دشمن دشمن او در باره دين يا هر چه در صورتى كه حق با او باشد، و مطلق آورد چون مؤمن كامل هميشه حق جو و حقگو است.
و مؤيد اين دو فقره است آنچه از آن حضرت روايت است در نهج البلاغه (ج ٢ ص ٢١٧ در شماره ٢٩ از حكم و مواعظ) كه دوستانت سهاند و دشمنانت سه: دوستانت دوست تو و دوست دوستت و دشمن دشمنت، و دشمنانت دشمن خودت و دشمن دوستت و دوست دشمنت.
رازش بپوش كه بتو سپرده و گفته نهان باشد يا دانى فاش كردنش باو زيان دارد، و لذت مىبرى از آنها به خوشصحبتى در دنيا و شايد براى ديگر سرا با گفتگو و جستجو از آنان و خود را از آنها مبر و تنها مشو كه فرمود در حديث ديگر: و اگر منشت از كسى كه خواهان تو است كاستن بهره است و رو كردن برو گردان از تو خواريست.
راز درون دل آنها مخواه كه بسا حسد و دشمنى و بدبينى باشد و تو را بقطع رابطه وادارد، يا عقيده باطل يابى و ناچار شوى آنها را ترك كنى و دوستى از دل از