اخلاق اسلامی (ترجمه جلد 15 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ١٠٨ - باب چهارم فطرت خدا سبحانه و رنگ آميزى او
يك محقق گفته: دليلش اين است كه بينى مردم بطبع خود توكل بخدا دارند و توجه غريزى به سبب ساز دارند و كارگشاى غيبى و گرچه خود ملتفت نيستند و گواهش قول خدا عز و جل است در (٤٠- ٤١ الانعام) بگو بمن بگوئيد اگر آمد شما را عذاب خدا يا آمد بر سرتان هنگامه (چون رستاخيز) آيا جز خدا را بخوانيد اگر باشيد شما راستگويان. بلكه او را بخوانيد و برگشايدتان گرهى براى آنش خوانديد اگر خواهد و فراموش كنيد (در آنگاه آنچه كه بدان شرك مىورزيد).
و در تفسير مولاى ما امام عسكريست كه پرسش شد از امام صادق ٧ از خدا و بپرسنده فرمودهاى بنده خدا هرگز بر كشتى سوار شدى؟ فرمود كشتى تو شكسته آنجا كه كشتى ديگرى نيست تا رهايت كند و شنائى نيست كه سودت دهد؟ گفت:
آرى، فرمود: در آنجا بدلت افتاده كه يك چيزى مىتواند تو را نجات دهد از نابودى و گرفتارى؟ گفت: آرى: امام صادق ٧ فرمود آن چيز همان خداى توانا است بر نجات دادن در آنجا كه نجات بخشى نيست و بر دادرسى آنجا كه دادرسى نيست و از اين رو مردم در ترك بررسى در شناخت خدا معذورند و بهمان شناخت فطرى رها شدند و همان مجرد اقرار زبانى از آنها پسنديده و پذيرفته است و باستدلال علمى مكلف نيستند و بررسى و ژرفكاوى براى بينائى بيشتر و گروه بخصوصى است و استدلال براى پاسخ بگمراهان لازم است.
وانگه فهم و خرد مردم در مراتب عرفان تفاوت دارند و هم در تحصيل اطمينان كه تا چند باشد و تا چون سخت باشد يا سست، به شتاب باشد يا كند، حالت دل باشد يا دانش مغز و بكشف باشد و ديد دل و گر چه خود شناخت خدا فطرى است و با بداهت دريافت شود و يا باندك راهنمائى روشن گردد، و هر كسى را راهى بخدا است كه خداى عز و جل بدو نموده اگر اهل هدايت بوده و راه بسوى خدا بشمار نفوس خلائق است، آنان را پايهها است در نزد خدا، بالا برد آنان كه از شماها گرويدند و آنان كه دانش داده شدند.