اخلاق اسلامی (ترجمه جلد 15 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٦٣ - باب سوم در سرشت مؤمن و تولدش از كافر و بر عكس و برخى اخبار ميثاق زياده از آنچه در كتاب توحيد و عدل گذشته
روحش را بهدايات خاصه و الطاف نيكى آورد و آنهم پس از حسن اختيار خودش و وسائل اين سرانجام ... و مقصود از گل چسبنده بسا كه چسبيدن آنها بامامان خود باشد و چسبيدن سرشتشان بسرشت آنان كه خدا ميانشان جدائى نيندازد، يا اينكه شاخه آن سرشتند. و در اين جهان و ديگر سرا بدان پيوستند و پيرو آنند و «حمأ مسنون» گل سجين است، و مستضعفان از خاكند يعنى خاكى كه با آب زلال آميخته نشده مانند سرشت پيمبران و نه بآب بد بوى تلخ و شور مانند سرشت ناصبان و كافران.
و گويا اين راه جمعى است ميان تعبيرهاى مختلف آيات كريمه قرآن در بيان آفرينش انسان زيرا آنچه گويد آدمى از حمأ مسنون است همان ناصب است و آنچه گويد از گل چسبنده است همان شيعه است و آنچه گويد از خاك است آن مستضعفانند، و بسا مراد اينست كه همه اين سرشتها در پيكر آدم در آمدند تا براى همه اين امور و همه اقسام آماده باشد يا مراد از آفرينش هر صنفى از سرشتى اينست كه در نطفه كه مايه او است در آيد و يا اينكه آن نطفه از آن سرشت باشد و وجه وسط بهتر است و روشنتر براى روايت. شيخ در مجالس خود بسندش تا رسول خدا كه در فردوس چشمهايست شيرينتر از عسل و نرمتر از كره و سفيدتر از برف و خوشبوتر از مشك كه در آن سرشتى است خدا عز و جل ما را از آن آفريد و شيعه ما را هم از آن آفريد و هر كه از آن سرشت نيست از ما و از شيعه ما نيست و همانست پيمانى كه خدا عز و جل بر ولايت امير المؤمنين ٧ گرفته.
عبيد (راوى حديث) گويد: اين حديث را براى محمد بن حسين گفتم و گفت:
يحيى بن عبد اللَّه بتو راست گفته و چنين خبر داد مرا از پدرم از جدم از پيغمبر ٦، عبيد گفت دلم ميخواهد اگر اين حديث نزد تو تفسيرى دارد برايم بگوئى گفت: براى خدا فرشتهايست سرش زير عرش و دو گامش در ژرف زمين منقسم است، ميان دو ديدهاش باندازه كف دست يكى از شما است، چون خدا خواهد آفريدهاى را با دوستى على بن ابى طالب آفريند فرمان دهد آن فرشته را تا از آن سرشت برگيرد و