اخلاق اسلامی (ترجمه جلد 15 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٣٣ - باب اول باب فضل ايمان و كليات شرايط آن
بر ولايت آفريده و در خبرى آنها را سرشته باعتراف به يكتاپرستى و نبوت محمد ٦ و ولايت على ٧ (رجوع كن بكافى ج ١ ص ٤١٢).
و از امام باقر (در تفسير عياشى ج ٢ ص ٤٠) كه آنها را سرشت در ميثاق بر شناخت اينكه او پروردگارشانست و گر نه ندانستند كيست پروردگارشان و نه روزىدهشان و گذشت اخبار و اقوال در آن در كتاب عدل.
دگرگونى در آفرينش خدا نباشد، كسى نتواند آن را دگرگون كند يا نبايد دگرگونش كرد، و آن اشاره است بفرمان توجه باو و يا بفطرت اگر بمعنى مله باشد و دين قيم يعنى راست بىكژى ...
براى دين پايدار (٤٢- الروم) چون آمد نيست و در آن روز از هم جدا شوند گروهى در بهشت و گروهى در دوزخ ...
و برابر نيند كور و بينا (١٩- فاطر) كه كافر و مؤمن باشند و نه ظلمات و نور كه باطل و حق باشند و نه سايه و سوز كه ثواب و عقابند، و بقول على بن ابراهيم سايه مردمند و سوز بهائم چون مردم در سايه زندگى كنند و بهائم در سوز گرما ...
و برابر نيند زنده و مردهها نمونه ديگريست براى مؤمن و كافر شيواتر از اولى و بقولى نمونه دانشمندان و نادانانست راستى خدا شنواند هر كه را خواهد و توفيق فهم آياتش و پندگيرى بدانها دهد و تو نشنوانى آنان كه در گورند چون كافران سيهدل و بقول على بن ابراهيم فرمود اين كفار از تو نشوند مانند اينكه در گور خوابيدهها هم از تو نشنوند.
هر كه زنده است (٧٠- يس) يعنى مؤمن زنده دل است. و در مجمع البيان (ج ٨ ص ٤٣٢) از امير المؤمنين ٧ كه مقصود خردمند است و بايست شود فرمان بر كفار كه فرمان عذاب است.
آنان كه بردارند عرش و هر كه گرد آنست تسبيح گويند به حمد پروردگارشان او را باور دارند (٦- ٩- المؤمن) خبر از ايمانشان داد براى پديد كردن فضل آنها و