اخلاق اسلامی (ترجمه جلد 15 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٣١١
هكذا اشاره به تأثير كامل است نه ميراندن و بنا بر تفسير دوم كه چرا با نگرانى از مرگش اين موعظه را آوردى؟
خلاصه پاسخ اينست كه من نميدانستم كه در او چنين اثر بخشد كه جان دهد، و ترس بهمان احتمال آيد و صرف احتمال براى ترك آنچه خدا به بيانش فرمان داده بس نيست.
و چنانچه ابن ميثم گفته:
اگر گفته شود: چگونه روا بود براى آن حضرت ٧ كه باو پاسخ دهد با گمان غالب باينكه خواهد مرد با اينكه او چون پزشك است و بهر بيمارى به اندازه توان طبعش دارو ميدهد.
گويم: گمان غالب جز اين نبوده كه بسختى جيغ كشد و اما اينكه در اين جيغ زدن مرگ او باشد بگمان آن حضرت نرسيده بود.
من گويم: بسا مقصود اينست كه چنين مرگى برايش مقدر بوده، و نميشود از مرگ مقدر گريخت براى ترك دستور خدا، چنانچه خدا فرموده (١٥٤- آل عمران) اگر كه در خانههاى خود هم بوديد، بيرون ميشدند آنان كه كشتار بر آنها نوشته شده بود به آرامگاه و قتلگاه خودشان. بنا بر يك تفسيرى.
و مىشود كه اين كار براى آن حضرت روا بوده گرچه ميدانسته كه همام خواهد مرد، چون از پيغمبر ٦ باو سفارش شده بود، و مانند داستان پسر بچهايست كه يار موسى او را كشت.
و سببى كه از آن سبب نگذرد.
مهلا: جوهرى گفته: مهل با حركت وسط كندى در كاريست- تا گويد- و اينكه گويند مهلا يا رجل و همين تعبير براى دو تا و گروه و براى مؤنث بمعنى امهل آمده يعنى آرام باش و گفته: نفث بمانند دميدن و فوت كردنست و فروتر از تف كردنست.