اخلاق اسلامی (ترجمه جلد 15 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٣٠٢
بر آنها گران و ناگوار آيد، يا اينكه پيوست او هميشه است و زور در آن نيست، يا اينكه كمك مالى بآنها دهد و زورى بر آنان در بخشش روا ندارد، و با گفتار و كردار آنها را نيازارد.
بذل مال كند بىاسراف در آن كه بيجا بدهد.
نيرنگ و فريب ندارد و از عيب مردم بررسى نكند.
لا يحيف بشرا: ستم نكند بهيچ آدمى و در نسخه بخاء نقطهدار است يعنى نترساند كسى را.
دونده است در زمين براى انجام نيازهاى مؤمنان و ديدار بيمار آنان، و شهود بر سر مردههاشان و رهنمائى و ارشادشان.
هتك ستر فاش كردن عيبها است.
كشف سر نكند چه راز خودش باشد و چه از ديگرى.
اگر خوبى بيند و بخودش يا ديگران نيكى شود آن را بمردم بگويد.
و اگر بدى بيند كه بخودش يا ديگرى شده آن را نهان دارد از مردم و حفظ غيب كند.
اقاله عثره كند، اصل اقاله اينست كه آدمى بديگرى چيز بفروشد و خريدار پشيمان شود و از فروشنده بخواهد كه بيع را فسخ كند، و او بپذيرد و فروخته را پس بگيرد، وانگه بكار رفته در گذشت از تقصير ديگران كه پوزش خواهند، گويا ميان آنها معاوضه شده و واپس گرفتند.
آمرزش لغزش هم نزديك بهمين است، و بسا كه تأكيد همان فقره پيش باشد يا يكى در باره آزار باشد و يكى در خطاء بىآزار، يا يكى در باره تعمد باشد و ديگرى در باره خطاء بىعمد، يكى در باره گفتار و ديگرى در باره كردار، يا يكى در نقض عهد و وعده باشد، و ديگرى در جز آنها.
و آگاه نشود بر نصيحتى و آن را وانهد، و باندرز و خير خواهى برادرش اقدام