اخلاق اسلامی (ترجمه جلد 15 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٣٠٤
است شادند.
٣- سرور كه خدا فرموده (١٧٠- آل عمران) مسرور بدان چه خدا از فضل خود بآنها داده.
شادمانى او را سبك سر و بىعقل نسازد يا او را از حق بدر نبرد و بباطل نكشاند (نقل لغت از قاموس و مصباح).
يادآور دانشمند است آخر ترا يا مسائل دين را و شرى از او توقع نرود.
هر كوششى نزد او از كوشش خودش پاكتر است چون بمردم خوشبين است و خود را تهمت زند به تنبلى و اينكه گويد دانا است بعيب خود دليل آنست.
در غم آخرت خود گرفتار است و از عيوب مردم بركنار، و از دنيا و كامجوئىهايش بيزار.
قريب: در اكثر نسخهها بقاف است يعنى نزديك بخدا يا بمردم كه تكبر ندارد يا نزديك است بفهم مسائل و اطلاع بر اسرار، در نهايه است كه در حديث آمده: به پرهيزيد از قراب مؤمنى كه بنور خدا مينگرد، يعنى از فراست مؤمن بپرهيزيد كه نزديك بواقع است چون حدس او درست است.
و گويم: دور نيست كه از آن معنى باشد ولى روشنتر غريب باغين است چنانچه در برخى نسخهها است زيرا مانند خود را كم يابد، و ميان مردم تنها است، و زندگى كند تنها و همدمى ندارد.
در نهايه است كه: اسلام آغاز شد غريب و خواهد بازگشت چنانى كه آغاز شد و خوشا بحال غريبان، يعنى در آغاز تنها بود و اهلى نداشت زيرا مسلمانان اندك بودند در آن روز، و خواهد بازگشت بغربت چنانچه در آغاز بود، يعنى در آخر الزمان مسلمانان كم شوند و چون غريبان باشند و طوبى از آن غريبانست يعنى بهشت از آن مسلمانها است كه در آغاز اسلام بودند و در آخر آن ميباشند، و آن را ويژه آنان دانسته براى صبرشان بر آزار كفار در آغاز و انجام و چسبيدن آنها بدين اسلام. پايان.