اخلاق اسلامی (ترجمه جلد 15 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٨٩
دو بار، جحر سوراخ مار است و مقصود در اينجا اينست كه مؤمن دو بار در يك موضوع دچار سياست نشود، زيرا از بار يكم درس عبرت گيرد.
خطابى گفته: معنايش اينست كه مؤمن با هوش است و عاقبت سنج آنكه دو بار غافلگير نشود، و هر باره گول نخورد و بدان متوجه نباشد، و مقصود فريب در امر دين است نه دنيا، و منظور اينكه مؤمن نبايد گول خور باشد. پايان.
و گويم: مسلم در صحيح خود مانند اين خبر را آورده، و در اكمال الاكمال اين دو وجه نهايه را ياد كرده وانگه گفته: و عياض اين دو وجه را كه (خبر باشد يا انشاء) بيان كرده و خبر بودن را ترجيح داده، براى اينكه سبب اين گفته او ٦ اين بوده كه ابا عزه شاعر برادر مصعب بن عمير روز بدر اسير شد، و از پيغمبر ٦ درخواست كرد بر او منت نهد و آزادش كند و آن حضرت پذيرفت، و از او پيمان گرفت كه بر عليه آن حضرت تبليغ نكند و او را هجو ننمايد، و چون بخاندانش برگشت بهمان شيوه گذشته خود بازگشت، و روز احد براى بار دوم اسير شد و باز از آن حضرت درخواست كرد كه بر او منت نهد و آزادش كند، پيغمبر ٦ اين سخن شيوا و جامع را كه بيسابقه بوده، و در آن آگاهى روشنى است بر اينكه هر گاه از راهى آزارى ديد بار دوم بدان باز نگردد.
آبى گفته: خطابى پس از ذكر دو وجه نهى را برگزيده، و گويا سبب اين گفتار باو نرسيده و اگر رسيده بود آن را تفسير به نهى نميكرد.
طيبى باو پاسخ داده كه اگر هم سببش بدو رسيده بود دور نبود كه نهى باشد بلكه آن شايستهتر است از اينكه خبر باشد، براى اينكه چون نفس پاك و ارجمندش او را به بردبارى و گذشت ميكشاند و واميداشت، از خود مؤمنى عاقبت سنج و با هوش ساخت، و او را بازداشت كه گول خورد از اين متمرد خيانت پيشه.
با اينكه بجا بود براى رضاى خدا تعالى بخشم آيد و جز كينكش از دشمنان خدا نخواهد، زيرا انتقام از آنها مطلوب بود، و اين تجريد است و خود يكى از عناوين